باره اين آيه پرسيد ، جابر با هر دو انگشت به دو گوشش اشاره كرد و گفت :
مطلبى با اين دو گوش خود از پيامبر ص شنيدم كه اگر دروغ بگويم هر دو كر باد ! مىفرمود :
الورود الدخول ، لا يبقى بر و لا فاجر لا يدخلها فيكون على المؤمنين بردا و سلاما كما كانت على ابراهيم حتى ان للنار - او قال لجهنم - ضجيجا من بردها ، * ( ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا ) * :
« ورود در اينجا به معنى دخول است هيچ نيكوكار و بدكارى نيست مگر اينكه داخل جهنم مىشود ، آتش در برابر مؤمنان سرد و سالم خواهد بود ، همانگونه كه بر ابراهيم بود ، تا آنجا كه » آتش « - يا » جهنم « - ( ترديد از جابر است ) از شدت سردى فرياد مىكشد ، سپس خداوند پرهيزگاران را رهايى مىبخشد و ظالمان را در آن ذليلانه رها مىكند » . ( 1 )
در حديث ديگرى از پيامبر ص مىخوانيم :
تقول النار للمؤمن يوم القيامه جز ، يا مؤمن ! فقد اطفا نورك لهبى :
« آتش به فرد با ايمان روز قيامت مىگويد زودتر از من بگذر كه نورت ، شعله مرا خاموش كرد » ! ( 2 ) اين معنى از بعضى ديگر از روايات نيز استفاده مىشود .
تعبير پر معنايى كه در باره پل صراط در روايات آمده كه آن بر روى جهنم كشيده شده ، از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است نيز شاهد و گواه ديگرى بر اين تفسير است . ( 3 )
اما اينكه بعضى مىگويند : آيه 101 سوره انبياء أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ :
« آنها ( مؤمنان ) از آتش دور خواهند بود » دليل بر تفسير اول است صحيح به نظر نمىرسد ، زيرا اين آيه مربوط به جايگاه دائمى و قرارگاه هميشگى مؤمنان است ، حتى در آيه بعد از آن مىخوانيم لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها : « مؤمنان حتى صداى شعله هاى
هامش
( 1 ) و ( 2 ) نور الثقلين جلد 3 صفحه 353 - 353
( 3 ) تفسير نور الثقلين جلد 5 صفحه 572 ذيل آيه * ( إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ ) * ( فجر - 14 ) .