آنها دريغ مدار ، و كمترين اهانتى به آنان مكن ، حتى سبكترين تعبير نامؤدبانه يعنى « اف » به آنها مگو « ( * ( إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ ) * ) ( 1 ) .
« و بر سر آنها فرياد مزن » ( * ( وَلا تَنْهَرْهُما ) * ) .
بلكه « با گفتار سنجيده و لطيف و بزرگوارانه با آنها سخن بگو » ( * ( وَقُلْ لَهُما قَوْلًا كَرِيماً ) * ) .
و نهايت فروتنى را در برابر آنها بنما ، « و بالهاى تواضع خود را در برابرشان از محبت و لطف فرود آر » ( * ( وَاخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ ) * ) .
« و بگو بار پروردگارا ! آنها را مشمول رحمت خويش قرار ده همانگونه كه در كودكى مرا تربيت كردهاند » ( * ( وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً ) * ) .
دقت فوق العاده در احترام به پدر و مادر .
در حقيقت در دو آيه اى كه گذشت ، قسمتى از ريزه كاريهاى برخورد مؤدبانه و فوق العاده احترام آميز فرزندان را نسبت به پدران و مادران بازگو مىكند :
1 - از يك سو انگشت روى حالات پيرى آنها كه در آن موقع از هميشه نيازمندتر به حمايت و محبت و احترامند گذارده ، مىگويد : كمترين سخن اهانت آميز را به آنها مگو ! .
آنها ممكن است بر اثر كهولت به جايى برسند كه نتوانند بدون كمك ديگرى حركت كنند ، و از جا برخيزند و حتى ممكن است قادر به دفع آلودگى از
هامش
( 1 ) كلمه « اما » در « اما يبلغن » به گفته بعضى مركب از « ان » شرطيه « و ما » شرطيه است كه براى تاكيد پشت سر هم آمده ( تفسير فخر رازى ) و به گفته بعضى ديگر مركب از ان شرطيه و ماء زائده است كه وجود آن اجازه مىدهد كلمه شرط بر فعلى كه با نون تاكيدى مؤكد است درآيد ( الميزان ) .