خسران واقعى آنست كه اصل سرمايه را نيز از كف دهد ، چه سرمايه اى برتر و بالاتر از عقل و هوش و نيروهاى خداداد و عمر و جوانى و سلامت است ؟ همينها كه محصولش اعمال انسان است و عمل ما تبلورى است از نيروها و قدرتهاى ما .
هنگامى كه اين نيروها تبديل به اعمال ويرانگر يا بيهوده اى شود گويى همه آنها گم و نابود شدهاند ، درست به اين مىماند كه انسان سرمايه عظيمى همراه خود به بازار ببرد اما در وسط راه آن را گم كند و دست خالى برگردد .
البته در صورتى كه انسان بداند سرمايه خويش را از دست داده گر چه خسران كرده ، اما خسران خطرناكى نيست ، چرا كه اين زيان درسهايى براى آينده به او مىآموزد كه گاهى اين درسها معادل آن سرمايه يا بيشتر از آن است و به اين ترتيب در واقع چيزى را از دست نداده است .
اما زيان واقعى و خسران مضاعف آنجا است كه انسان سرمايههاى مادى و معنوى خويش را در يك مسير غلط و انحرافى از دست دهد و گمان كند كار خوبى كرده است ، نه از اين كوششها نتيجه اى برده ، نه از زيانش درسى آموخته ، و نه از تكرار اين كار در امان است .
جالب اينكه در اينجا تعبير به « اخسرين اعمالا » شده در حالى كه بايد « اخسرين عملا » باشد ( چون تميز معمولا مفرد است ) اين تعبير ممكن است اشاره به اين باشد كه آنها فقط در يك بازار عمل گرفتار زيان و خسران نشدهاند بلكه جهل مركبشان ، سبب خسران در همه برنامههاى زندگى و تمام اعمال و كارهايشان شده است .
به تعبير ديگر گاه انسان در يك رشته تجارت زيان مىكند ، و در يك رشته ديگر سود ، و در پايان سال آنها را روى هم محاسبه كرده مىبيند چندان زيانى نكرده است ، ولى بدبختى آن است كه انسان در تمام رشته هايى كه سرمايه گذارى كرده زيان كند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 560
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٦٠