اين درست به آن مىماند كه شخصى در خوردن غذا بسيار زياده روى مىكند مىگوئيم مىخواهى خودت را بكشى ؟ ! مسلما او چنين قصدى را ندارد ، ولى نتيجه عملش ممكن است چنين باشد .
« امر » ( بر وزن شمر ) به كار مهم شگفتآور و يا بسيار زشت گفته مىشود .
و براستى ظاهر اين كار شگفتآور و بسيار بد بود ، چه كارى از اين خطرناكتر مىتواند باشد كه يك كشتى را با داشتن سرنشينهاى متعدد سوراخ كنند ؟ ! .
در بعضى از روايات مىخوانيم كه اهل كشتى به زودى متوجه خطر شدند و شكاف موجود را موقتا با وسيله اى پر كردند ولى ديگر آن كشتى يك كشتى سالم نبود .
در اين هنگام مرد عالم الهى با متانت خاص خود نظرى به موسى افكند و « گفت نگفتم تو هرگز نمىتوانى با من شكيبايى كنى » ؟ ! ( * ( قالَ أَ لَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً ) * ) .
موسى كه از عجله و شتابزدگى خود كه طبعا به خاطر اهميت حادثه بود پشيمان گشت و به ياد تعهد خود افتاد در مقام عذرخواهى برآمده رو به استاد كرد و چنين « گفت مرا در برابر فراموشكارى كه داشتم مؤاخذه مكن و بر من بخاطر اين كار سخت مگير » ( * ( قالَ لا تُؤاخِذْنِي بِما نَسِيتُ وَلا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْراً ) * ) يعنى اشتباهى بود و هر چه بود گذشت تو با بزرگوارى خود صرف نظر فرما .
« * ( لا تُرْهِقْنِي ) * » از ماده « ارهاق » به معنى پوشاندن چيزى است با قهر و غلبه ، و گاه به معنى تكليف كردن آمده است ، و در جمله بالا منظور اين است كه بر من سخت مگير و مرا به زحمت ميفكن و بخاطر اين كار فيض خود را قطع منما ! .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 492
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٩٢