33 - هر دو باغ ميوه آورده بودند ( ميوههاى فراوان ) و چيزى فروگذار نكرده بودند ، و ميان آن دو نهر بزرگى از زمين بيرون فرستاديم .
34 - صاحب اين باغ درآمد قابل ملاحظه اى داشت به همين جهت به دوستش در حالى كه به گفتگو برخاسته بود چنين گفت من از نظر ثروت از تو برترم ، و نفراتم نيرومندتر است ! .
35 - و در حالى كه به خود ستم مىكرد در باغش گام نهاد و گفت من گمان نمىكنم هرگز اين باغ فانى و نابود شود .
36 - و باور نمىكنم قيامت برپا گردد و اگر به سوى پروردگارم بازگردم ( و قيامتى در كار باشد ) جايگاهى بهتر از اينجا خواهم يافت !
تفسير : ترسيمى از موضع مستكبران در برابر مستضعفان
در آيات گذشته ديديم كه چگونه دنياپرستان سعى دارند در همه چيز از آن مردان حق كه تهيدستند فاصله بگيرند ، و سرانجام كارشان را در جهان ديگر نيز خوانديم .
آيات مورد بحث با اشاره به سرگذشت دو دوست يا دو برادر كه هر كدام الگويى براى يكى از اين دو گروه بودهاند طرز تفكر و گفتار و كردار و موضع اين دو گروه را مشخص مىكند .
نخست مىگويد : اى پيامبر « داستان آن دو مرد را ، به عنوان ضرب المثل ، براى آنها بازگو كن كه براى يكى از آنها ، دو باغ از انواع انگورها قرار داده بوديم ، و در گرداگرد آن ، درختان نخل سر به آسمان كشيده بود ، و در ميان اين دو باغ زمين زراعت پر بركتى وجود داشت » ( * ( وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنا لأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَحَفَفْناهُما بِنَخْلٍ وَجَعَلْنا بَيْنَهُما زَرْعاً ) * ) .
باغ و مزرعه اى كه همه چيزش جور بود ، هم انگور و خرما داشت و هم