مىكردند گفتند : اى محمد اگر تو در صدر مجلس بنشينى ، و اين گونه افراد كه بوى آنها مشام انسان را آزار مىدهد ، و لباسهاى خشن و پشمينه در تن دارند ، از خود دور سازى ( و خلاصه مجلس تو مجلسى در خور اشراف و شخصيتها ! بشود ) ما نزد تو خواهيم آمد ، در مجلست خواهيم نشست و از سخنانت بهره مىگيريم ولى چكنيم كه با وجود اين گروه جاى ما نيست ! در اين هنگام آيات فوق نازل شد و به پيامبر ص دستور داد كه هرگز تسليم اين سخنان فريبنده تو خالى نشود و همواره در دوران زندگى با افراد با ايمان و پاكدلى چون سلمانها و ابو ذرها باشد هر چند دستشان از ثروت دنيا تهى و لباسشان پشمينه است .
و به دنبال نزول آيات پيامبر ص به جستجوى اين گروه برخاست ( گويا با شنيدن اين سخن ناراحت شدند و به گوشه اى از مسجد رفتند و به عبادت پروردگار پرداختند ) سرانجام آنها را در آخر مسجد در حالى كه به ذكر خدا مشغول بودند ، يافت ، فرمود : حمد خدا را كه نمردم تا اينكه او چنين دستورى به من داد كه با امثال شما باشم ، « آرى زندگى با شما ، و مرگ هم با شما خوش است » ! (
معكم المحيا و معكم الممات
) ( 1 ) !
تفسير : پاكدلان پابرهنه !
از جمله درسهايى كه داستان اصحاب كهف به ما آموخت اين بود كه معيار ارزش انسانها پست و مقام ظاهرى و ثروتشان نيست ، بلكه آنجا كه راه خدا است وزير و چوپان در يك صفند ، آيات مورد بحث نيز در حقيقت همين مساله مهم را تعقيب مىكند و به پيامبر ص چنين دستور مىدهد : « با كسانى باش كه صبحگاهان و عصرگاهان پروردگار خود را مىخوانند و تنها ذات پاك او را مىطلبند »
هامش
( 1 ) مجمع البيان و قرطبى ذيل آيات مورد بحث .