در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد :
[ باخع چيست ]
1 - « باخع » از ماده « بخع » ( بر وزن نخل ) به معنى هلاك كردن خويشتن از شدت غم و اندوه و به تعبير ديگر « دقمرگ نمودن » است .
2 - كلمه « اسفا » كه شدت غم و اندوه را مىرساند تاكيدى است بر اين موضوع .
3 - « آثار » جمع « اثر » در اصل به معنى جاى پا است ، ولى به هر علامتى از چيزى باقى ميماند « اثر » گفته مىشود .
انتخاب اين تعبير در آيات فوق ، اشاره به نكته لطيفى است و آن اينكه گاهى انسان از جايى مىرود ، چون ماجرا تازه است آثار او باقى ميماند ولى هنگامى كه طول كشيد ، آثار هم محو مىشود ، يعنى تو آن قدر از عدم ايمان آنها ناراحتى كه حتى پيش از محو شدن آثار آنها مىخواهى خود را از غصه هلاك كنى .
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از آثار ، اعمال و رفتار آنها بوده باشد .
4 - تعبير به « حديث » در مورد قرآن ، اشاره به نوآوريهاى اين كتاب بزرگ آسمانى است ، يعنى آنها حد اقل اين مقدار به خود زحمت نمىدادند كه اين كتاب تازه را با محتواى جديدى كه داشت مورد بررسى قرار دهند ، و اين دليل بر نهايت بيخبرى است كه انسان از كنار چنين موضوع مهم تازه اى بى تفاوت بگذرد .
دلسوزى فوق العاده رهبران الهى
از آيات قرآن و تواريخ به خوبى استفاده مىشود كه رهبران الهى بيش از آنچه تصور شود از گمراهى مردم رنج مىبردند ، به ايمان آنها عشق مىورزيدند ، از اينكه مىديدند تشنه كامانى در كنار چشمه آب زلال نشستهاند و از تشنگى فرياد مىكشند ناراحت بودند ، اشك مىريختند ، دعا مىكردند ، شب و روز تلاش و كوشش