موجودات ديگر نمودى ، و برتر از آنها شمردى ) .
آن مرد پرسيد : پس چه بگويم ؟
فرمود : بگو اللَّه اكبر من ان يوصف : « خدا برتر از آن است كه به وصف درآيد » ( 1 ) .
اى برتر از خيال و قياس و گمان و وهم
و از آنچه ديدهايم و نوشتيم و خوانده ايم
مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر
ما هم چنان در اول وصف تو مانده ايم
جالب اينكه در حديث ديگرى كه از همان امام ع نقل شده است مىخوانيم :
هنگامى كه يكى از اصحاب عرض كرد منظور بزرگتر بودن خدا از همه چيز است ، امام فرمود : و كان ثم شىء فيكون اكبر منه : « آيا اصولا در برابر ذات خدا وجودى هست كه او برتر از آن باشد ؟ » آن مرد صحابى از امام مىپرسد : پس چه بگويم ؟
فرمود : بگو : اكبر من ان يوصف ! ( 2 ) .
3 - پاسخ به يك سؤال -
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه چگونه حمد خداوند در آيه فوق در برابر صفات سلبيه قرار داده شده ، در حالى كه مىدانيم « حمد » ستايش در برابر صفات ثبوتيه مانند علم و قدرت است ، و اما صفاتى همچون نفى فرزند و شريك و ولى با تسبيح سازگار است ، نه با حمد .
در پاسخ اين سؤال مىتوان گفت : هر چند قلمرو صفات ثبوتيه و سلبيه از هم جدا است و يكى متناسب تسبيح و ديگرى متناسب با حمد است ، ولى در عينيت خارجى اين دو لازم و ملزوم يكديگرند ، نفى جهل از خدا حتما همراه با اثبات علم است ، همانگونه كه اثبات علم براى ذات پاك او هماهنگ با نفى جهل است .
روى اين حساب مانعى ندارد كه گاهى به لازم بپردازد ، و گاهى به ملزوم ،
هامش
( 1 و 2 ) تفسير نور الثقلين جلد 3 صفحه 239 .