نخست مىگويد : اگر آنها دلائل روشن تو را در رابطه با توحيد و نبوت و معاد نپذيرند به آنها اعلام كن و « بگو همين بس كه خدا ميان من و شما گواه باشد ، چرا كه او از حال بندگانش آگاه ، و نسبت به كارشان بينا است » ( * ( قُلْ كَفى بِاللَّه شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّه كانَ بِعِبادِه خَبِيراً بَصِيراً ) * ) ( 1 ) .
در حقيقت دو هدف از بيان اين عبارت در نظر بوده است : نخست اينكه :
مخالفان متعصب لجوج را تهديد كند كه خداوند آگاه و بينا ، شاهد و گواه اعمال ما و شما است ، گمان نكنيد از محيط قدرت او بيرون خواهيد رفت ، و يا چيزى از اعمالتان بر او مخفى مىماند .
ديگر اينكه پيامبر ص با بيان اين عبارت ايمان قاطع خود را به آنچه گفته است ظاهر سازد چرا كه قاطعيت گوينده در سخن خود ، اثر عميق روانى در شنونده دارد ، باشد كه اين تعبير محكم و قاطع كه توأم با يك نوع تهديد ملايم نيز مىباشد در آنها اثر بگذارد قلبشان را تكان دهد و فكرشان را بيدار كند و به راه راست بخواند .
سپس اضافه مىكند « تنها كسى هدايت مىيابد كه خدا نور هدايت را به قلبش بيفكند » ( * ( وَمَنْ يَهْدِ اللَّه فَهُوَ الْمُهْتَدِ ) * ) .
« اما آنها را كه خدا ( بخاطر اعمالشان ) گمراه ساخته است هرگز اولياء و راهنما و سرپرستى جز خدا براى آنها نخواهى يافت » ( * ( وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِه ) * ) .
تنها راه اين است كه باز هم به سوى او بازگردند و نور هدايت از او بطلبند .
اين دو جمله در حقيقت اشاره به اين است كه تنها استدلالات قوى و كوبنده كافى براى ايمان آوردن نيست ، بلكه تا توفيق الهى و شايستگى هدايت در او پيدا
هامش
( 1 ) از نظر تركيبى « باء » در « * ( كَفى بِاللَّه ) * » زائده است ، و « اللَّه » فاعل « كفى » و « شهيدا » تميز و يا به گفته بعضى حال است .