تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
خارج است ، اين موضوع را ما به خوبى درك مىكنيم . اگر تاثر از خارج دليلى بر آگاهى ما از خارج بود لازم بود ما با معده و زبان خود نيز بفهميم در حالى كه چنين نيست ، خلاصه وضع استثنايى ادراكات ما دليل بر آن است كه حقيقت ديگرى در آن نهفته است ، كه نظامش با نظام قوانين فيزيكى و شيميايى كاملا تفاوت دارد ( دقت كنيد ) .

2 - وحدت شخصيت

دليل ديگر كه براى استقلال روح مىتوان ذكر كرد ، مسئله وحدت شخصيت در طول عمر آدمى است . توضيح اينكه ما در هر چيز شك و ترديد داشته باشيم در اين موضوع ترديدى نداريم كه « وجود داريم » . « من هستم » و در هستى خود ترديد ندارم ، و علم من به وجود خودم به اصطلاح « علم حضورى » است ، نه علم « حصولى » يعنى من پيش خود حاضرم و از خودم جدا نيستم . به هر حال ، آگاهى ما از خود روشنترين معلومات ما است و احتياج و نيازى ابدا به استدلال ندارد ، و استدلال معروفى كه دكارت فيلسوف معروف فرانسوى براى وجودش كرده كه : « من فكر ميكنم پس هستم » استدلال زايد و نادرستى به نظر مىرسد ، زيرا پيش از آنكه اثبات وجود خود كند دو بار اعتراف به وجود خودش كرده ! ( يك بار آنجا كه ميگويد « من » و بار ديگر آنجا كه مىگويد « ميكنم » اين از يك سو . از سوى ديگر اين « من » از آغاز تا پايان عمر يك واحد بيشتر نيست « من امروز » همان « من ديروز » همان « من بيست سال قبل » مىباشد من از كودكى تا كنون يك نفر بيشتر نبودم ، من همان شخصى هستم كه بوده‌ام و تا آخر عمر نيز همين