در اينجا به بيان شخصيت والاى نوع بشر و مواهب الهى نسبت به او مىپردازد ، تا با توجه به اين ارزش فوق العاده به آسانى گوهر خود را نيالايد و خويش را به بهاى ناچيزى نفروشد ، مىفرمايد : « ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم ( * ( وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ) * ) .
سپس به سه قسمت از مواهب الهى ، نسبت به انسانها اشاره كرده مىگويد :
« ما آنها را با مركبهاى مختلفى كه در اختيارشان قرار دادهايم در خشكى و دريا حمل كرديم » ( * ( وَحَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ) * ) ديگر اينكه « آنها را از طيبات روزى داديم » ( * ( وَرَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ ) * ) .
با توجه به وسعت مفهوم كلمه « طيب » كه هر موجود پاكيزه اى را شامل مىشود ، گستردگى اين نعمت بزرگ الهى آشكار مىگردد .
سوم اينكه « ما آنها را بر بسيارى از مخلوقات خود فضيلت و برترى داديم » ( * ( وَفَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا ) * ) .
چند نكته :
1 - مركب ، نخستين نعمت انسان
در اينجا اين نكته جلب توجه مىكند كه چرا خداوند از ميان تمام مواهبى كه به انسان بخشيده نخست به مساله حركت او در خشكى و دريا اشاره مىكند ؟
اين ممكن است به آن جهت باشد كه بهره گيرى از طيبات و انواع روزيها بدون حركت امكانپذير نيست و حركت انسان بر صفحه زمين نياز به مركب راهوار دارد ، آرى « حركت » مقدمه هر گونه « بركت » است .
و يا به اين جهت كه مىخواهد سلطه او را بر كل پهناى زمين ، اعم از دريا و صحرا مشخص كند چرا كه هر يك از انواع موجودات بر قسمتى از محدوده زمين سلطه دارند ، تنها انسان است كه بر كل اين كره خاكى حكومت مىكند ،