تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
مىنشينند ، يا شهادت مىدهند ، و يا حتى در عمل شخصى خود طبق آن رفتار مىكنند بر خلاف اين دستور صريح اسلامى گام برداشته‌اند . و به تعبير ديگر نه شايعات مىتواند مقياس قضاوت و شهادت و عمل گردد و نه قرائن ظنى و نه اخبار غير قطعى كه از منابع غير موثق بما مىرسد . و در پايان آيه دليل اين نهى را چنين بيان مىكند كه : « گوش و چشم و دل همگى مسئولند » و در برابر كارهايى كه انجام داده‌اند از آنها سؤال مىشود ( * ( إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْه مَسْؤُلًا ) * ) . اين مسئوليتها به خاطر آن است كه سخنانى را كه انسان بدون علم و يقين مىگويد يا به اين طريق است كه از افراد غير موثق شنيده ، و يا مىگويد ديده‌ام در حالى كه نديده ، و يا در تفكر خود دچار قضاوتهاى بى ماخذ و بى پايه اى شده كه با واقعيت منطبق نبوده است ، به همين دليل از چشم و گوش و فكر و عقل او سؤال مىشود كه آيا واقعا شما به اين مسائل ايمان داشتيد كه شهادت داديد ، يا قضاوت كرديد ، يا به آن معتقد شديد و عمل خود را بر آن منطبق نموديد ؟ ! گر چه بعضى از مفسران گفته‌اند كه منظور از سؤال كردن از اين اعضاء سؤال از صاحبان آنها است ، ولى با توجه به اينكه قرآن در آيات ديگر ( مانند آيه 21 فصلت ) تصريح مىكند كه روز قيامت ، اعضاء پيكر انسان و حتى پوست تنش به سخن در مىآيند و حقايق را بازگو مىكنند ، هيچ دليلى ندارد كه ما ظاهر آيه را رها سازيم و نگوئيم از خود اين اعضاء سؤال مىشود . اما اينكه چرا از ميان حواس انسان تنها اشاره به چشم و گوش شده است ، دليلش روشن است ، زيرا معلومات حسى انسان غالبا از اين دو طريق حاصل مىشود و بقيه تحت الشعاع آنها هستند .