تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
اما اكنون همگى زار و نزار در برابر او قرار گرفته‌اند و تمام قدرت در دست او است ، ولى از لابلاى كلمات يوسف به خوبى احساس مىشود كه او نه تنها هيچگونه كينه اى در دل نگرفته ، بلكه اين موضوع او را رنج مىدهد كه نكند برادران به ياد گذشته بيفتند و ناراحت شوند و احساس شرمندگى كنند ! به همين دليل نهايت كوشش را به خرج مىدهد كه اين احساس را از درون جان آنها بيرون براند و حتى از اين بالاتر ، مىخواهد به آنها حالى كند كه آمدن شما به مصر از اين نظر كه وسيله شناسايى بيشتر من در اين سرزمين و اينكه از خاندان رسالتم ، نه يك غلام كنعانى كه به چند درهم فروخته شده باشم براى من مايه فخر و مباهات است او مىخواهد آنها چنين احساس كنند نه تنها بدهكار نيستند بلكه چيزى هم طلبكارند ! جالب توجه اينكه : هنگامى كه پيامبر اسلام در شرائط مشابهى قرار گرفت و در جريان فتح مكه بر دشمنان خونخوار ، يعنى سران شرك و بت پرستى پيروز شد ، بنا به گفته ابن عباس به كنار خانه كعبه آمد و دستگيره در خانه را گرفت در حالى كه مخالفان به كعبه پناه برده بودند و در انتظار اين بودند كه پيامبر اسلام ص در باره آنها چه دستورى صادر مىكند ؟ در اينجا پيامبر ص فرمود : الحمد للَّه الذى صدق وعده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده : « شكر خداى را كه وعده اش تحقق يافت و بنده اش را پيروز كرد و احزاب و گروه‌هاى دشمن را منهزم ساخت » سپس رو به مردم كرد و فرمود : ما ذا تظنون يا معشر قريش قالوا خيرا ، اخ كريم ، و ابن اخ كريم و قد قدرت ! قال و انا اقول كما قال اخى يوسف * ( لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ ) * ! « چه گمان مىبريد اى جمعيت قريش كه در باره شما فرمان بدهم ؟ آنها در پاسخ گفتند ما از تو جز خير و نيكى انتظار نداريم ، تو برادر بزرگوار و بخشنده