تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
با آن همه گرفتارى كه داشت از جزئيات و ريزه كاريهاى مسائل اخلاقى نيز غافل نمىماند ( 1 ) .

2 - بزرگوارى يوسف

در بعضى ديگر از روايات آمده است كه برادران يوسف ، بعد از اين ماجرا پيوسته ، شرمسار بودند ، يكى را به سراغ او فرستادند و گفتند : تو هر صبح و شام ما را بر كنار سفره خود مىنشانى ، و ما از روى تو خجالت مىكشيم ، چرا كه آن همه جسارت كرديم ، يوسف براى اينكه نه تنها كمترين احساس شرمندگى نكنند ، بلكه وجود خود را بر سر سفره او ، خدمتى به او احساس كنند ، جواب بسيار جالبى داد گفت : مردم مصر تا كنون به چشم يك غلام زر خريد به من مىنگريستند ، و به يكديگر مىگفتند سبحان من بلغ عبدا بيع بعشرين درهما ما بلغ ! ! : « منزه است خدايى كه غلامى را كه به بيست درهم فروخته شد به اين مقام رسانيده » ! اما الان كه شما آمده‌ايد و پرونده زندگى من براى اين مردم گشوده شده ، مىفهمند من غلام نبوده‌ام ، من از خاندان نبوت و از فرزندان ابراهيم خليل هستم و اين مايه افتخار و مباهات من است ! ( 2 ) .

3 - شكرانه پيروزى

آيات فوق اين درس مهم اخلاقى و دستور اسلامى را به روشنترين وجهى به ما مىآموزد كه به هنگام پيروزى بر دشمن ، انتقامجو و كينه توز نباشيد . برادران يوسف ، سختترين ضربه‌ها را به يوسف زده بودند ، و او را تا آستانه مرگ پيش بردند كه اگر لطف خدا شامل حال او نشده بود ، رهايى براى او ممكن نبود ، نه تنها يوسف را آزار دادند كه پدرش را نيز سخت شكنجه دادند
هامش
( 1 ) مجمع البيان ذيل آيات مورد بحث . ( 2 ) تفسير فخر رازى جلد 18 صفحه 206 .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 65 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي