آنها در انتظار اين هستند كه ببينند آيا گناه بزرگشان قابل عفو و اغماض و بخشش است يا نه ، لذا رو به سوى برادر كردند و گفتند :
« به خدا سوگند خداوند تو را بر ما مقدم داشته است » و از نظر علم و حلم و عقل و حكومت ، فضيلت بخشيده ( * ( قالُوا تَاللَّه لَقَدْ آثَرَكَ اللَّه عَلَيْنا ) * ) ( 1 ) « هر چند ما خطاكار و گنه كار بوديم » ( * ( وَإِنْ كُنَّا لَخاطِئِينَ ) * ) ( 2 ) .
اما يوسف كه حاضر نبود اين حال شرمندگى برادران مخصوصا به هنگام پيروزيش ادامه يابد ، و يا اينكه احتمالا اين معنى به ذهنشان خطور كند كه ممكن است يوسف در اينجا در مقام انتقامجويى بر آيد ، بلافاصله با اين جمله به آنها امنيت و آرامش خاطر داد « و گفت : امروز هيچگونه سرزنش و توبيخى بر شما نخواهد بود » ( * ( قالَ لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ ) * ) ( 3 ) .
فكرتان آسوده ، و وجدانتان راحت باشد ، و غم و اندوهى از گذشته به خود راه ندهيد ، سپس براى اينكه به آنها خاطرنشان كند كه نه تنها حق او بخشوده شده است ، بلكه حق الهى نيز در اين زمينه با اين ندامت و پشيمانى قابل
هامش
( 1 ) « آثرك » از ماده « ايثار » در اصل به معنى جستجوى اثر چيزى است ، و از آنجا كه به فضل و نيكى « اثر » گفته مىشود ، اين كلمه به معنى برترى دادن و فضيلت بخشيدن آمده است ، بنا بر اين * ( آثَرَكَ اللَّه عَلَيْنا ) * مفهومش اين مىشود كه خداوند ترا بر ما فضيلت بخشيد ( البته بخاطر كارهاى نيك تو و اعمال بد ما ) .
( 2 ) فخر رازى در تفسيرش مىگويد : ميان « خاطى » و « مخطى » اين فرق است كه خاطى را به كسى مىگويند كه عمدا كار خلافى مىكند و مخطى به كسى كه از روى اشتباه .
( 3 ) « تثريب » در اصل از ماده « ثرب » ( بر وزن سرو ) به پوسته نازكى از پيه مىگويند كه روى معده و رودهها را مىپوشاند و تثريب به معنى كنار زدن آنست سپس به معنى سرزنش و توبيخ و ملامت آمده گويى با اين كار پرده گناه از چهره طرف كنار زده مىشود ( به قاموس و مفردات راغب و تفسير فخر رازى و روح المعانى مراجعه شد ) .