پرست و ظالم و ستمگر هفت تقاضا از خداى مىكند كه نخستين آن تقاضاى امنيت شهر مكه ، آن كانون بزرگ جامعه توحيدى است ( و چه پر معنى است اين تقاضا ) .
دومين تقاضايش دور ماندن از پرستش بتها است ، كه اساس و پايه همه عقائد و برنامههاى دينى را در بر مىگيرد :
سومين تقاضايش تمايل دلها و توجه افكار عمومى تودههاى خدا پرستان كه بزرگترين سرمايه يك انسان در اجتماع است ، نسبت به فرزندان و پيروان مكتبش مىباشد .
چهارمين تقاضا بهره مند شدن از انواع ثمرات آن هم به عنوان مقدمه اى براى شكرگزارى و توجه بيشتر به خالق آن نعمتها است .
پنجمين تقاضايش توفيق براى برپا داشتن نماز كه بزرگترين پيوند انسان با خدا است مىباشد ، نه تنها براى خودش كه براى فرزندانش نيز همين تقاضا را مىكند .
ششمين خواسته ابراهيم پذيرش دعاى او است و مىدانيم خدا دعائى را مىپذيرد كه از قلبى پاك و روحى بى آلايش برخيزد كه در واقع اين تقاضا به طور ضمنى مفهومش تقاضاى توفيق پاك داشتن قلب و روح از هر گونه آلايشى مىباشد .
و سرانجام هفتمين و آخرين تقاضايش آنست كه اگر لغزشى از او سر زده ، خداوند بخشنده و مهربان او را مشمول لطف و آمرزش خود قرار دهد ، و همچنين پدر و مادرش و همه مؤمنان را از اين لطف و مرحمت ، در روز رستاخيز بهره مند سازد .
به اين ترتيب تقاضاهاى هفتگانه ابراهيم از امنيت شروع مىشود ، و به آمرزش پايان مىپذيرد ، و جالب اينكه اينها را نه تنها براى خود مىطلبد ، كه براى ديگران نيز همين تقاضاها را دارد ، چرا كه مردان خدا هرگز « انحصار طلب » نبوده و نخواهند بود !
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 371
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧١