تفسير : برنامه و سرنوشت جباران عنيد
همانگونه كه راه و رسم افراد بى منطق است ، هنگامى كه به ضعف و ناتوانى گفتار و عقيده خود آگاه شدند ، استدلال را رها كرده ، و تكيه بر زور و قدرت و قلدرى مىكنند ، در اينجا نيز مىخوانيم كه اقوام كافر لجوج و بهانه جو هنگامى كه منطق متين و رساى پيامبران را كه در آيات قبل گذشت ، شنيدهاند به پيامبران خود گفتند : « سوگند ياد مىكنيم كه شما را از سرزمينمان خارج مىسازيم ، مگر اينكه به آئين ما - بت پرستى - باز گرديد » ! ( * ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا ) * ) .
اين مغروران بى خبر ، گويى همه سرزمينها را مال خود مىدانستند و براى پيامبرانشان حتى به اندازه يك شهروند حق قائل نبودند و لذا مىگفتند :
« ارضنا » ( سرزمين ما ! ) در حالى كه خداوند زمين و تمام مواهبش را براى صالحان آفريده است و اين جباران خود خواه مستكبر در واقع حقى از آن ندارند ، تا چه رسد به اينكه همه را از خود بدانند ! .
ممكن است جمله * ( لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا ) * ( بار ديگر به آئين ما باز گرديد ) اين توهم را ايجاد كند كه پيامبران قبل از رسالت پيرو آئين بتپرستى بودند ، در حالى كه چنين نيست ، چرا كه قطع نظر از مساله معصوم بودن كه قبل از نبوت را نيز شامل مىشود ، عقل و درايت آنها بيش از آن بوده كه دست به چنين كار نابخردانه اى بزنند و برابر سنگ و چوبى سجده كنند .
اين تعبير ممكن است به خاطر آن باشد كه پيامبران قبل از رسالت ، ماموريت تبليغ را نداشتند ، شايد سكوت آنها اين توهم را ايجاد كرده بوده است كه آنها نيز با مشركان هم عقيدهاند .