انسانهايى همانند ما هستيد و مىخواهيد ما را از آنچه پدرانمان مىپرستيدند باز داريد ، شما دليل روشنى براى ما بياوريد !
تفسير : آيا در خدا شك است ؟
نخستين آيه مورد بحث تاييد و تكميلى است براى بحث شكرگزارى و كفران كه در آيه قبل گذشت ، و آن در ضمن سخنى از زبان موسى بن عمران نقل شده است ، مىفرمايد : « موسى به بنى اسرائيل يادآور شد كه اگر شما و تمام مردم روى زمين كافر شويد ( و نعمت خدا را كفران كنيد ) » هيچ زيانى به او نمىرسانيد چرا كه او بىنياز و ستوده است « ( * ( وَقالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِي الأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّه لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ ) * ) ( 1 ) .
در حقيقت شكر نعمت و ايمان آوردن به خدا مايه افزونى نعمت شما و تكامل و افتخار خودتان است و گر نه خداوند آن چنان بىنياز است كه اگر تمام كائنات كافر گردند ، بر دامان كبريايى او گردى نمىنشيند ، چرا كه او از همگان بىنياز است ، و حتى احتياج به تشكر و ستايش ندارد چرا كه او ذاتا ستوده ( حميد ) است .
اگر او نيازى در ذات پاكش راه داشت ، واجب الوجود نبود ، و بنا بر اين مفهوم غنى بودن او آن است كه همه كمالات در او جمع است ، و كسى كه چنين است ذاتا ستوده است زيرا معنى « حميد » چيزى جز اين نيست كه كسى شايسته « حمد » باشد .
هامش
( 1 ) روشن است كه جزاى جمله شرطيه « * ( إِنْ تَكْفُرُوا ) * » ، محذوف است و جمله « * ( فَإِنَّ اللَّه لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ ) * » دلالت بر آن مىكند ، و در تقدير چنين بوده است ان تكفروا . . . لا تضروا اللَّه شيئا . . .