به هر حال قرآن در اينجا مانند غالب موارد ديگر براى اثبات وجود و صفات خدا تكيه بر نظام عالم هستى و آفرينش آسمانها و زمين مىكند ، و مىدانيم در مساله خداشناسى هيچ دليلى زنده تر و روشنتر از آن نيست .
چرا كه اين نظام شگرف ، هر گوشه اى از آن مملو از اسرارى است كه به زبان حال فرياد مىزند : جز يك قادر حكيم و عالم مطلق ، قدرت چنين طراحى ندارد ، و به همين دليل هر قدر علم و دانش بشر پيشرفت بيشترى مىكند ، دلائل بيشترى از اين نظام آشكار مىگردد كه ما را به خدا هر لحظه نزديكتر مىسازد .
راستى قرآن چه شگفتيها دارد ؟ تمام بحث خداشناسى و توحيد را در همين يك جمله كه به صورت استفهام انكارى ذكر شده اشاره كرده است * ( أَ فِي اللَّه شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * جمله اى كه براى تجزيه و تحليل و بحث گسترده اش ، هزاران كتاب كافى نيست .
قابل توجه اينكه مطالعه اسرار هستى و نظام آفرينش ، تنها ما را به اصل وجود خدا هدايت نمىكند بلكه صفات او مانند علم و قدرت و حكمت و ازليت و ابديت او ، از اين مطالعه نيز روشن مىشود .
سپس به پاسخ دومين ايراد منكران مىپردازد كه ايراد به مساله رسالت پيامبران است ( زيرا آنها هم در اصل خداشناسى ترديد داشتند و هم در دعوت پيامبر ) و مىفرمايد : اين مسلم است كه آفريدگار دانا و حكيم ، هرگز بندگانش را بدون رهبر ، رها نمىكند ، بلكه « از شما با فرستادن پيامبران دعوت مىكند تا از گناه و آلودگيها پاكتان سازد و گناهانتان را ببخشند » ( * ( يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ ) * ) ( 1 ) .
هامش
( 1 ) در اينكه « من » در جمله « * ( لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ ) * » به چه معنى است ، در ميان مفسران گفتگو است بعضى آن را به معنى « تبعيض » گرفتهاند ، يعنى قسمتى از گناهان شما را مىآمرزد ، ولى اين احتمال با توجه به اينكه ايمان آوردن باعث غفران همه گناهان مىشود ، بسيار بعيد است ( الاسلام يجب عما قبله ) بعضى احتمال دادهاند .
كه « من » به معنى بدليت است كه مطابق آن معنى جمله چنين است خداوند از شما دعوت مىكند تا گناهانتان را به عوض ايمان آوردن ببخشد ، بعضى نيز گفتهاند « من » در اينجا زائده و براى تاكيد است ، يعنى خداوند شما را دعوت به سوى ايمان مىكند تا همه گناهانتان را ببخشد ، اين تفسير از همه صحيحتر به نظر مىرسد .