خويش وا دارد .
نخست مىگويد : « اين مغروران لجوج آيا نديدند كه ما پيوسته از اطراف و جوانب زمين كم مىكنيم » ؟ ( * ( أَ وَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها ) * ) .
روشن است كه منظور از زمين در اينجا « اهل زمين » است ، يعنى آيا آنها به اين واقعيت نمىنگرند كه پيوسته اقوام و تمدنها و حكومتها در حال زوال و نابودى هستند ؟ اقوامى كه از آنها قويتر و نيرومندتر و سركشتر بودند ، همگى چهره به زير خاك كشيدند ، و حتى دانشمندان و بزرگان و علمايى كه قوام زمين به آنها بود آنها نيز چشم از جهان فرو بستند و به ابديت پيوستند .
آيا اين قانون عمومى حيات كه درباره افراد ، و كل جامعههاى بشرى و كوچك و بزرگ جارى و سارى است ، براى بيدار شدن آنها كافى نيست ، كه اين چند روز زندگى را ابدى نشمرند و به غفلت برگزار نكنند ؟ ! سپس اضافه مىكند : « حكومت و فرمان از آن خداست و هيچكس را ياراى رد احكام او يا جلوگيرى از فرمان او نيست » ( * ( وَاللَّه يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِه ) * ) .
« و او سريع الحساب است » ( * ( وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسابِ ) * ) .
بنا بر اين از يك طرف قانون « فنا » را در پيشانى همه افراد و ملتها نوشته و از سوى ديگر كسى را توانايى اين نيست كه اين فرمان يا ساير فرمانهاى او را تغييرى دهد ، و از سوى سوم با سرعت به حساب بندگان رسيدگى مىكند و به اين ترتيب پاداش كيفر او قطعى است .
در روايات متعددى كه در تفسير « برهان » و « نور الثقلين » و ساير تفاسير :
و منابع حديث آمده است آيه فوق به فقدان علما و دانشمندان تفسير شده است چرا كه فقدان آنها مايه نقصان زمين و كمبود جوامع انسانى است .
مفسر بزرگ طبرسى در تفسير اين آيه از امام صادق ع چنين نقل مىكند :
ننقصها بذهاب علمائها ، و فقهائها و خيارها :
« ما از زمين مىكاهيم با از ميان
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 251
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٥١