رفتن علما و فقها و اخيار و نيكان ( 1 ) .
و در حديث ديگرى مىخوانيم كه « عبد اللَّه بن عمر » هنگامى كه امير مؤمنان على ع شهيد شد اين آيه را تلاوت كرد * ( أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها ) * ، سپس گفت يا امير المؤمنين لقد كنت الطرف الاكبر فى العلم ، اليوم نقص علم الاسلام و مضى ركن الايمان : « يعنى اى امير مؤمنان تو جانب بزرگ علم در جهان بودى و با شهادتت امروز علم اسلام بكاستى گرائيد و ستون ايمان از ميان رفت » ( 2 ) .
البته همانگونه كه گفتيم آيه معنى وسيعى دارد كه هر گونه نقصان و كمبود و از ميان رفتن افراد و جامعهها و بطور كلى اهل زمين را شامل مىشود و هشدارى است به همه مردم اعم از بد و نيك حتى علما و دانشمندان كه اركان جوامع بشرى هستند و با از ميان رفتن يك تن آنها گاهى دنيايى به نقصان مىگرايد ، هشدارى است گويا و تكان دهنده .
و اما اينكه بعضى از مفسران احتمال دادهاند كه منظور از نقصان ارض كم شدن از سرزمينهاى كفار و افزوده شدن به بلاد مسلمين است ، با توجه به اينكه سوره در مكه نازل شده است ، صحيح به نظر نمىرسد ، زيرا در آن روز فتوحاتى نبود كه كفار با چشم خود ببينند و قرآن به آن اشاره كند .
و اينكه بعضى از مفسران كه در علوم طبيعى غرقند ، آيه فوق را اشاره به كم شدن زمين از ناحيه قطبين و برآمدگى بيشتر از ناحيه استوايى دانستهاند آن هم بسيار بعيد به نظر مىرسد ، زيرا قرآن در آيه فوق هرگز در مقام بيان چنين چيزى نيست .
در آيه بعد همين بحث را ادامه مىدهد و مىگويد : تنها اين گروه نيستند
هامش
( 1 و 2 ) تفسير برهان جلد 2 ص 301 .