چگونه است حال كسانى كه از هر دو محرومند هم از بينايى هم از نور كه مشركان مصداق واقعى آنند ، هم چشم عقلشان كور است و هم محيط زندگيشان را ظلمت كفر و بتپرستى فرا گرفته و به همين دليل در بيراههها و پرتگاهها سرگردانند ، به عكس مؤمنان كه با ديده حقبين و برنامه روشن و استمداد از نور وحى و تعليمات انبياء مسير زندگى خود را به روشنى پيدا كردهاند .
4 - آيا خالقيت خدا نسبت به همه چيز دليل بر جبر است ؟
جمعى از طرفداران مكتب جبر به جمله * ( اللَّه خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ ) * در آيه فوق براى اثبات مقصد خود استدلال كردهاند و گفتهاند كلمه كل شىء آن چنان وسيع است كه اعمال بندگان را نيز شامل مىشود پس آفريننده كارهاى ما نيز خدا است يعنى ما از خود اختيار نداريم ! اين سخن را از دو راه مىتوان پاسخ گفت ، نخست اينكه جملههاى ديگر اين آيه اين سخن را كاملا نفى مىكند ، زيرا بتپرستان را شديدا مورد ملامت و سرزنش قرار مىدهد اگر واقعا ما در اعمالمان اختيارى نداريم توبيخ و سرزنش براى چيست ؟ اگر خدا خواسته بتپرست باشيم ، ديگر چرا او را سرزنش مىكند ؟ و چرا براى هدايت و تغيير مسيرش استدلال مىكند ؟ اينها همه دليل بر اين است كه مردم در انتخاب راه خود آزاد و مختارند .
ديگر اينكه خالقيت بالذات در همه چيز مخصوص خدا است ، اما اين منافات با مختار بودن ما در افعالمان ندارد چرا كه قدرت ما و عقل و شعور ما و حتى اختيار و آزادى اراده ما همه از ناحيه او است ، بنا بر اين از يك نظر هم او خالق است ( نسبت به همه چيز و حتى افعال ما ) و هم ما فاعل مختاريم ، و اين دو در طول هم است ، نه در عرض هم ، او آفريننده همه وسائل فعل است و ما استفاده كننده از اين وسائل در راه خير يا شر .
اين درست به آن مىماند كه كسى كارخانه برق يا تاسيسات لوله كشى آب