و زمين هستند ، وجودشان مادى است و داراى سايهاند ، بلكه تنها اشاره به آن دسته از موجوداتى است كه سايه دارند ، مثل اينكه گفته مىشود ، علماء شهر و فرزندانشان در فلان مجلس شركت كردند ، يعنى فرزندان كسانى كه فرزند داشتند ، و از اين جمله هرگز استفاده نمىشود كه همه علماى شهر ، صاحب فرزندند ( دقت كنيد ) .
به هر حال سايه گر چه يك امر عدمى بيش نيست كه همان فقدان نور است ولى چون از هر طرف ، وجود نور آن را احاطه كرده ، براى خود موجوديت و آثارى دارد ، و تصريح به اين كلمه در آيه فوق شايد براى تاكيد است كه حتى سايههاى موجودات هم در پيشگاه خداوند خاضعند .
4 - « آصال » جمع « اصل » ( بر وزن دهل ) و آن نيز جمع « اصيل » است ، كه از ماده « اصل » گرفته شده و به معنى آخر روز است ، از اين نظر كه اصل و پايه شب محسوب مىشود ! و « غدو » جمع « غداة » به معنى اول روز است ( و گاهى به معنى مصدرى نيز استعمال شده است ) .
گر چه سجده و خضوع موجودات عالم هستى در برابر فرمان خدا مخصوص صبح و عصر نيست بلكه هميشگى و در همه ساعات است ، ولى ذكر اين دو موقع يا به عنوان كنايه از دوام اين موضوع است ، مثل اينكه مىگوئيم فلان كس هر صبح و شام مشغول تحصيل علم است ، يعنى هميشه تحصيل علم مىكند ، و يا به خاطر آن است كه در جمله قبل ، سخن از سايههاى موجودات به ميان آمده و سايهها بيش از هر وقت در اول و آخر روز خود را نشان مىدهند ،
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٥٨