نيز دارند يعنى با ميل و اراده خود در برابر خداوند سجده مىكنند ، مثلا همين كه مىبينيم جسم و جان آنها تسليم قوانين حيات و مرگ و نمو و رشد و سلامت و بيمارى و مانند آن است اين حالت تسليم و خضوع در برابر قوانين آفرينش در حقيقت يك نوع سجود تكوينى از ناحيه آنها است .
2 - تعبير به « * ( طَوْعاً وَكَرْهاً ) * » ممكن است اشاره به اين باشد كه مؤمنان از روى ميل و رغبت در پيشگاه پروردگار به سجده مىافتند و خضوع مىكنند ، اما غير مؤمنان هر چند حاضر به چنين سجده اى نيستند تمام ذرات وجودشان از نظر قوانين آفرينش تسليم فرمان خدا است چه بخواهند و چه نخواهند .
ضمنا بايد توجه داشت كه « كره » ( بر وزن جرم ) به معنى كراهتى است كه از درون انسان سرچشمه مىگيرد و « كره » ( بر وزن شرح ) به معنى كراهتى است كه عامل بيرونى داشته باشد و در مورد بحث چون غير مؤمنان تحت تاثير عوامل بيرون ذاتى مقهور قوانين آفرينش هستند « كره » ( بر وزن شرح ) به كار رفته است .
اين احتمال نيز در تفسير « * ( طَوْعاً وَكَرْهاً ) * » داده شده است كه منظور از طوعا جرياناتى از جهان آفرينش است كه موافق ميل فطرى و طبيعى يك موجود است ( مانند ميل طبيعى موجود زنده براى زنده ماندن ) و منظور از « كرها » تمايلى است كه از خارج تحميل بر يك موجود مىشود مانند مرگ يك موجود زنده بر اثر هجوم ميكربها و يا عوامل ديگر .
3 - « ظلال » جمع « ظل » به معنى سايه است ، ذكر اين كلمه در آيه فوق نشان مىدهد كه منظور از سجود تنها سجود تشريعى نيست ، زيرا سايههاى موجودات از خود اراده و اختيارى ندارند ، بلكه تسليم قوانين تابش نور مىباشند ، و بنا بر اين سجده آنها ، تكوينى ، يعنى تسليم در مقابل قوانين خلقت است .
البته ذكر كلمه « ظلال » ( سايهها ) دليل بر اين نيست كه همه آنها كه در آسمان
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 157
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٥٧