اما براى اينكه كسى اشتباه نكند كه اين حفظ و نگاهبانى بىقيد و شرط است و انسان مىتواند خود را به پرتگاهها بيفكند و دست به هر ندانم كارى بزند و يا مرتكب هر گونه گناهى كه مستوجب مجازات و عذاب است بشود و باز انتظار داشته باشد كه خدا و ماموران او حافظ وى باشند اضافه مىكند كه : « خداوند سرنوشت هيچ قوم و ملتى را تغيير نمىدهد مگر اينكه آنها تغييراتى در خود ايجاد كنند » ! ( * ( إِنَّ اللَّه لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ) * ) .
و باز براى اينكه اين اشتباه پيش نيايد كه با وجود ماموران الهى كه عهده دار حفظ انسان هستند ، مساله مجازات و بلاهاى الهى چه معنى دارد ، در پايان آيه اضافه مىكند كه « هر گاه خداوند به قوم و جمعيتى اراده سوء و بدى كند هيچ راه دفاع و بازگشت ندارد » ( * ( وَإِذا أَرادَ اللَّه بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَه ) * ) .
« و هيچكس غير خدا نمىتواند والى و ناصر و ياور آنها باشد » ( * ( وَما لَهُمْ مِنْ دُونِه مِنْ والٍ ) * ) .
به همين دليل هنگامى كه فرمان خدا به عذاب و مجازات يا نابودى قوم و ملتى صادر شود ، حافظان و نگهبانان دور مىشوند و انسان را تسليم حوادث مىكنند !
نكتهها :
1 - معقبات چيست ؟
« معقبات » چنان كه طبرسى در مجمع البيان و بعضى ديگر از مفسران بزرگ گفتهاند جمع « معقبه » است و آن هم به نوبه خود جمع « معقب » مىباشد و به معنى گروهى است كه پى در پى و به طور متناوب به دنبال كارى مىروند .
ظاهر اين آيه آن است كه خداوند به گروهى از فرشتگان ، ماموريت داده كه در شب و روز به طور متناوب به سراغ انسان بيايند و از پيش رو و پشت سر