غريبى مىكردند .
اين گونه معجزات كه معجزات اقتراحى ناميده مىشود هرگز براى كشف حقيقت نبوده ، و به همين دليل پيامبران هرگز در برابر آن تسليم نمىشدند ، در حقيقت اين دسته از كافران لجوج فكر مىكردند كه پيامبر ص ادعا مىكند من قادر بر انجام همه چيزم و خارقالعاده گر مىباشم ! و در اينجا نشستهام كه هر كس پيشنهاد هر امر خارق العاده اى كند براى او انجام دهم ! .
ولى پيامبران با ذكر اين حقيقت كه معجزات بدست خدا است و به فرمان او انجام مىگيرد و ما وظيفه تعليم و تربيت مردم را داريم ، دست رد بر سينه اين گونه افراد مىزدند .
لذا در آيه مورد بحث مىخوانيم كه به دنبال اين سخن مىفرمايد : اى پيامبر « تو فقط بيم دهنده اى و براى هر قوم و ملتى هادى و رهنمايى است » ( * ( إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ ) * ) .
در اينجا دو سؤال پيش مىآيد :
1 - جمله « * ( إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ ) * » چگونه مىتواند پاسخ كافران نسبت به تقاضاى معجزه بوده باشد .
جواب اين سؤال با توجه به آنچه در بالا گفتيم روشن است زيرا پيامبر ، يك خارقالعاده گر نيست كه به درخواست هر كس و براى هر مقصد و هر منظور دست به اعجاز بزند ، وظيفه او در درجه اول انذار يعنى بيم دادن به آنها كه در بيراهه مىروند و دعوت به صراط مستقيم است البته هر گاه براى تكميل اين انذار و آوردن گمراهان به صراط مستقيم نياز به اعجازى باشد ، مسلما پيامبر كوتاهى نخواهد كرد ، ولى در برابر لجوجانى كه در اين مسير نيستند هرگز چنين وظيفه اى ندارد .