* ( يُبْصِرُونَ ) * ) .
در حقيقت از كار انداختن اين دو وسيله مؤثر براى درك حقايق سبب شد كه هم خودشان به گمراهى بيفتند و هم ديگران را به گمراهى بكشانند چرا كه حق و حقيقت را جز با چشم باز و گوش شنوا نمىتوان درك كرد .
جالب توجه اينكه در اين جمله مىخوانيم آنها توانايى شنيدن ( حق را ) نداشتند ، اين تعبير اشاره به اين واقعيت است كه براى آنها شنيدن سخنان حق آن قدر سنگين و ثقيل است كه گويى اصلا توانايى شنيدن حق را ندارند ، اين تعبير درست به اين مىماند كه مىگوئيم شخص عاشق نمىتواند سخن از عيب معشوق خود را بشنود .
بديهى است اين عدم توانايى درك حقايق كه نتيجه لجاجت شديد و دشمنى آنان با حق و حقيقت است ، از آنها سلب مسئوليت نمىكند ، و به اصطلاح اين همان چيزى است كه خودشان اسباب آن را فراهم ساختهاند در حالى كه مىتوانستند اين حالت را از خود دور كنند چرا كه قدرت بر سبب ، قدرت بر مسبب است .
آيه بعد محصول تمام تلاشها و كوششهاى نادرست آنها را در يك جمله بيان مىكند و مىگويد : « اينها همان كسانى هستند كه سرمايه وجود خود را از دست داده و ورشكست شدند » ( أُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ ) .
و اين بزرگترين خسارتى است كه ممكن است دامنگير انسانى شود كه موجوديت انسانى خويش را از دست دهد ، سپس اضافه مىكند آنها به معبودهايى دروغين دل بسته بودند « اما سر انجام تمام اين معبودهاى ساختگى گم شدند و از نظرشان محو گشتند » ( وَضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ ) .
آخرين آيه مورد بحث حكم نهايى سرنوشت آنها را به صورت قاطعى چنين
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 63
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٣