با شكست در عشق كه ضربه اى بر غرور و شخصيت افسانه اى او وارد كرد چشم واقعبينش بازتر شد و با اين حال تعجبى نيست كه چنان اعتراف صريحى بكند .
باز ادامه داد « من هرگز نفس سركش خويش را تبرئه نمىكنم چرا كه مىدانم اين نفس اماره ما را به بديها فرمان مىدهد ( * ( وَما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ ) * ) .
« مگر آنچه پروردگارم رحم كند » و با حفظ و كمك او مصون بمانيم ( * ( إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي ) * ) .
و در هر حال در برابر اين گناه از او اميد عفو و بخشش دارم « چرا كه پروردگارم غفور و رحيم است » ( * ( إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * ) .
گروهى از مفسران دو آيه اخير را سخن يوسف دانستهاند و گفتهاند اين دو آيه در حقيقت دنباله پيامى است كه يوسف به وسيله فرستاده سلطان به او پيغام داد و معنى آن چنين است .
« من اگر مىگويم از زنان مصر تحقيق كنيد به خاطر اين است كه شاه ( و يا عزيز مصر وزير او ) بداند من در غيابش در مورد همسرش نسبت به او خيانت نكردهام و خداوند نيرنگ خائنان را هدايت نمىكند . در عين حال من خويش را تبرئه نمىكنم چرا كه نفس سركش ، انسان را به بدى فرمان مىدهد مگر آنچه خدا رحم كند چرا كه پروردگارم غفور و رحيم است » .
ظاهرا انگيزه اين تفسير مخالف ظاهر اين است كه آنها نخواستهاند اين مقدار دانش و معرفت را براى همسر عزيز مصر بپذيرند كه او با لحنى مخلصانه و حاكى از تنبه و بيدارى سخن مىگويد .
در حالى كه هيچ بعيد نيست كه انسان هنگامى كه در زندگى پايش به سنگ بخورد يك نوع حالت بيدارى توام با احساس گناه و شرمسارى در وجودش پيدا
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 433
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٣٣