تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
آرى او به شرف و حيثيت خود بيش از آزادى اهميت مىداد و اين است راه آزادگان . جالب اينكه يوسف در اين جمله از كلام خود آن قدر بزرگوارى نشان داد كه حتى حاضر نشد نامى از همسر عزيز مصر ببرد كه عامل اصلى اتهام و زندان او بود . تنها به صورت كلى به گروهى از زنان مصر كه در اين ماجرا دخالت داشتند اشاره كرد . سپس اضافه نمود اگر توده مردم مصر و حتى دستگاه سلطنت ندانند نقشه زندانى شدن من چگونه و به وسيله چه كسانى طرح شد ، اما پروردگار من از نيرنگ و نقشه آنها آگاه است « ( * ( إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ ) * ) . فرستاده مخصوص به نزد شاه برگشت و پيشنهاد يوسف را بيان داشت ، اين پيشنهاد كه با مناعت طبع و علو همت همراه بود او را بيشتر تحت تاثير عظمت و بزرگى يوسف قرار داد لذا فورا به سراغ زنانى كه در اين ماجرا شركت داشتند فرستاد و آنها را احضار كرد ، رو به سوى آنها كرد و « گفت : بگوئيد ببينم در آن هنگام كه شما تقاضاى كامجويى از يوسف كرديد جريان كار شما چه بود » ؟ ! ( * ( قالَ ما خَطْبُكُنَّ إِذْ راوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِه ) * ) . راست بگوئيد ، حقيقت را آشكار كنيد ، آيا هيچ عيب و تقصير و گناهى در او سراغ داريد ؟ ! . در اينجا وجدانهاى خفته آنها يك مرتبه در برابر اين سؤال بيدار شد و همگى متفقا به پاكى يوسف گواهى دادند و گفتند : منزه است خداوند ما هيچ عيب و گناهى در يوسف سراغ نداريم « ( * ( قُلْنَ حاشَ لِلَّه ما عَلِمْنا عَلَيْه مِنْ سُوءٍ ) * ) . همسر عزيز مصر كه در اينجا حاضر بود و به دقت به سخنان سلطان و زنان مصر گوش مىداد بىآنكه كسى سؤالى از او كند قدرت سكوت در خود نديد ،