تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩

[ سوره يوسف ‹ 12 › : آيات 50 تا 53 ]

وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِه فَلَمَّا جاءَه الرَّسُولُ قالَ ارْجِعْ إِلى رَبِّكَ فَسْئَلْه ما بالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ ‹ 50 › قالَ ما خَطْبُكُنَّ إِذْ راوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِه قُلْنَ حاشَ لِلَّه ما عَلِمْنا عَلَيْه مِنْ سُوءٍ قالَتِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ الآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا راوَدْتُه عَنْ نَفْسِه وَإِنَّه لَمِنَ الصَّادِقِينَ ‹ 51 › ذلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْه بِالْغَيْبِ وَأَنَّ اللَّه لا يَهْدِي كَيْدَ الْخائِنِينَ ‹ 52 › وَما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ ‹ 53 ›

ترجمه :

50 - ملك گفت او را نزد من آوريد ، ولى هنگامى كه فرستاده او نزد وى ( يوسف ) آمد گفت به سوى صاحبت باز گرد و از او بپرس ماجراى زنانى كه دستهاى خود را بريدند چه بوده ؟ كه خداى من به نيرنگ آنها آگاه است . 51 - ( ملك آنها را احضار كرد و ) گفت جريان كار شما - به هنگامى كه يوسف را به سوى خويش دعوت كرديد - چه بود ؟ گفتند منزه است خدا ، ما هيچ عيبى در او نيافتيم ( در اين هنگام ) همسر عزيز گفت : الان حق آشكار گشت ! من بودم كه او را به سوى خود دعوت كردم ! و او از راستگويان است . 52 - اين سخن را بخاطر آن گفتم تا بداند من در غياب به او خيانت نكردم و خداوند مكر خائنان را رهبرى نمىكند . 53 - من هرگز نفس خويش را تبرئه نمىكنم كه نفس ( سركش ) ، بسيار به بديها امر مىكند مگر آنچه را پروردگارم رحم كند ، پروردگارم غفور و رحيم است .