در اينكه زنان مصر در اين هنگام ، چه اندازه دستهاى خود را بريدند در ميان مفسران گفتگو است ، بعضى آن را به صورتهاى مبالغه آميز نقل كردهاند ، ولى آنچه از قرآن استفاده مىشود اين است كه اجمالا دستهاى خود را مجروح ساختند .
در اين هنگام زنان مصر ، قافيه را به كلى باختند و با دستهاى مجروح كه از آن خون مىچكيد و در حالى پريشان همچون مجسمه اى بىروح در جاى خود خشك شده بودند ، نشان دادند كه آنها نيز دست كمى از همسر عزيز ندارند .
او از اين فرصت استفاده كرد و « گفت : اين است آن كسى كه مرا به خاطر عشقش سرزنش مىكرديد » ( * ( قالَتْ فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيه ) * ) .
همسر عزيز گويا مىخواست به آنها بگويد شما كه با يك بار مشاهده يوسف ، اين چنين عقل و هوش خود را از دست داديد و بىخبر دستها را بريديد و محو جمال او شديد و به ثنا خوانيش برخاستيد ، چگونه مرا ملامت مىكنيد كه صبح و شام با او مىنشينم و بر مىخيزم ؟ .
همسر عزيز كه از موفقيت خود در طرحى كه ريخته بود ، احساس غرور و خوشحالى مىكرد و عذر خود را موجه جلوه داده بود يكباره تمام پردهها را كنار زد و با صراحت تمام به گناه خود اعتراف كرد و گفت : « آرى من او را به كام گرفتن از خويش دعوت كردم ولى او خويشتن دارى كرد » ( * ( وَلَقَدْ راوَدْتُه عَنْ نَفْسِه فَاسْتَعْصَمَ ) * ) .
سپس بىآنكه از اين آلودگى به گناه اظهار ندامت كند ، و يا لا اقل در برابر ميهمانان كمى حفظ ظاهر نمايد ، با نهايت بىپروايى با لحن جدى كه حاكى از اراده قطعى او بود ، صريحا اعلام داشت ، « اگر او ( يوسف ) آنچه را كه من فرمان مىدهم انجام ندهد و در برابر عشق سوزان من تسليم نگردد بطور قطع به زندان خواهد افتاد » ( * ( وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ ما آمُرُه لَيُسْجَنَنَّ ) * ) .
نه تنها به زندانش مىافكنم بلكه « در درون زندان نيز خوار و ذليل خواهد بود
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 396
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٩٦