اين دسته از زنان اشرافى كه در هوسرانى چيزى از همسر عزيز كم نداشتند ، چون دستشان به يوسف نرسيده بود به اصطلاح جا نماز آب مىكشيدند و همسر عزيز را به خاطر اين عشق در گمراهى آشكار مىديدند ! .
حتى بعضى از مفسران احتمال دادهاند ، كه پخش اين راز بوسيله اين گروه از زنان مصر ، نقشه اى بود براى تحريك همسر عزيز ، تا براى تبرئه خود ، آنها را به كاخ دعوت كند و يوسف را در آنجا ببينند ! ، آنها شايد فكر مىكردند اگر به حضور يوسف برسند چه بسا بتوانند نظر او را به سوى خويشتن ! جلب كنند كه هم از همسر عزيز شايد زيباتر بودند ، و هم جمالشان براى يوسف تازگى داشت ، و هم آن نظر احترام آميز يوسف به همسر عزيز ، كه نظر فرزند به مادر ، يا مربى . يا صاحب نعمت بود ، در مورد آنها موضوع نداشت ، و به اين دليل احتمال نفوذشان در او بسيار بيشتر از احتمال نفوذ همسر عزيز بود ! .
« شغف » از ماده « شغاف » به معنى گره بالاى قلب و يا پوسته نازك روى قلب است ، كه به منزله غلافى تمام آن را در برگرفته و * ( شَغَفَها حُبًّا ) * يعنى آن چنان به او علاقمند شده كه محبتش به درون قلب او نفوذ كرده ، و اعماق آن را در بر گرفته است ، و اين اشاره به عشق شديد و آتشين است .
« آلوسى » در تفسير « روح المعانى » از كتاب « اسرار البلاغه » براى عشق و علاقه مراتبى ذكر كرده كه به قسمتى از آن در اينجا اشاره مىشود :
نخستين مراتب محبت همان « هوى » ( به معنى تمايل ) است ، سپس « علاقه » يعنى محبتى كه ملازم قلب است . و بعد از آن ، « كلف » به معنى شدت محبت ، و سپس « عشق » و بعد از آن « شعف » ( با عين ) يعنى حالتى كه قلب در آتش عشق مىسوزد و از اين سوزش احساس لذت مىكند و بعد از آن « لوعه » و سپس « شغف » يعنى مرحله اى كه عشق به تمام زواياى دل نفوذ مىكند و سپس « تدله » و آن مرحله اى است كه عشق ، عقل انسان را مىربايد و آخرين مرحله « هيوم »
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 393
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٩٣