( * ( وَلَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرِينَ ) * ) .
طبيعى است هنگامى كه عزيز مصر در برابر آن خيانت آشكار همسرش به جمله و استغفرى لذنبك ( از گناهانت استغفار كن ) قناعت كند بايد همسرش رسوايى را به اين مرحله بكشاند ، و اصولا در دربار فراعنه و شاهان و عزيزان همانگونه كه گفتيم اين مسائل چيز تازه اى نيست .
بعضى در اينجا روايت شگفت آورى نقل كردهاند و آن اينكه گروهى از زنان مصر كه در آن جلسه حضور داشتند به حمايت از همسر عزيز برخاستند و حق را به او دادند و دور يوسف را گرفتند ، و هر يك براى تشويق يوسف به تسليم شدن يك نوع سخن گفتند :
يكى گفت اى جوان ! اينهمه خويشتن دارى و ناز براى چيست ؟ چرا به اين عاشق دلداده ، ترحم نمىكنى ؟ مگر تو اين جمال دل آراى خيره كننده را نمىبينى ؟
مگر تو دل ندارى و جوان نيستى و از عشق و زيبايى لذت نمىبرى ؟ آخر مگر تو سنگ و چوبى ؟ ! .
دومى گفت گيرم كه از زيبايى و عشق چيزى نمىفهمى ، ولى آيا نميدانى كه او همسر عزيز مصر و زن قدرتمند اين سامان است ؟ فكر نمىكنى كه اگر قلب او را بدست آورى ، همه اين دستگاه در اختيار تو خواهد بود ؟ و هر مقامى كه بخواهى براى تو آماده است ؟ .
سومى گفت ، گيرم كه نه تمايل به جمال زيبايش دارى ، و نه نياز به مقام و مالش ، ولى آيا نميدانى كه او زن انتقامجوى خطرناكى است ؟ و وسائل انتقامجويى را كاملا در اختيار دارد ؟ آيا از زندان وحشتناك و تاريكش نمىترسى و به غربت مضاعف در اين زندان تنهايى نمىانديشى ؟ ! .
تهديد صريح همسر عزيز به زندان و ذلت از يك سو ، و وسوسههاى اين زنان آلوده كه اكنون نقش دلالى را بازى مىكنند ، از سويى ديگر يك لحظه بحرانى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 397
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٩٧