نكتهها :
1 - شاهد كه بود ؟ .
در اينكه شهادت دهنده چه كسى بود كه پرونده يوسف و همسر عزيز را به اين زودى جمع و جور و مختومه ساخت و بىگناه را از گنهكار آشكار نمود ، در ميان مفسران گفتگو است ، بعضى گفتهاند يكى از بستگان همسر عزيز مصر بود ، و كلمه « من اهلها » گواه بر اين است ، و قاعدة مرد حكيم و دانشمند و با هوشى بوده است ، كه در اين ماجرا كه هيچ شاهد و گواهى ناظر آن نبوده ، توانست از شكاف پيراهنى ! حقيقت حال را ببيند ، و مىگويند اين مرد از مشاوران عزيز مصر ، و در آن ساعت ، همراه او بوده است .
تفسير ديگر اينكه بچه شير خوارى از بستگان همسر عزيز مصر ، در آن نزديكى بود ، و يوسف از عزيز مصر خواست ، كه داورى را از اين كودك بطلبند ، عزيز مصر نخست در تعجب فرو رفت كه مگر چنين چيزى ممكن است ؟ اما هنگامى كه كودك شير خوار - همچون مسيح در گهواره - به سخن آمد ، و اين معيار و مقياس را براى شناختن گنهكار از بىگناه بدست داد متوجه شد كه يوسف يك غلام نيست ، بلكه پيامبرى است يا پيامبرگونه ! .
در رواياتى كه از طرق اهل بيت و اهل تسنن وارد شده به اين تفسير اشاره شده است از جمله ابن عباس از پيامبر ص چنين نقل مىكند كه فرمود : چهار نفر در طفوليت سخن گفتند : فرزند آرايشگر فرعون ، و شاهد يوسف ، و صاحب جريج و عيسى بن مريم ( 1 ) .
در تفسير على بن ابراهيم نيز از امام صادق ع نقل شده كه شهادت دهنده كودكى در گاهواره بود ( 2 ) .
هامش
( 1 ) تفسير المنار جلد 12 صفحه 287 .
( 2 ) تفسير نور الثقلين جلد 2 صفحه 422 .