باور نمىكرد روزنه اميد براى او پيدا مىشود و شكاف پيراهنى سند پاكى و برائت او مىگردد ، همان پيراهن حادثه سازى كه يك روز ، برادران يوسف را در پيشگاه پدر به خاطر پاره نبودن رسوا مىكند ، و روز ديگر همسر هوسران عزيز مصر را بخاطر پاره بودن ، و روز ديگر نور آفرين ديدههاى بىفروغ يعقوب است ، و بوى آشناى آن همراه نسيم صبحگاهى از مصر به كنعان سفر مىكند ، و پير كنعانى را بشارت به قدوم موكب بشير مىدهد ! .
به هر حال خدا الطاف خفيه اى دارد كه هيچكس از عمق آن آگاه نيست ، و به هنگامى كه نسيم اين لطف مىوزد ، صحنهها چنان دگرگون مىشود كه براى هيچكس حتى هوشمندترين افراد قابل پيش بينى نيست .
پيراهن با تمام كوچكيش كه چيز مهمى است ، گاه مىشود چند تار عنكبوت مسير زندگى قوم و ملتى را براى هميشه عوض مىكند ، آن چنان كه در داستان غار ثور و هجرت پيامبر ص واقع شد .
4 - نقشه همسر عزيز مصر
در آيات فوق ، اشاره به مكر زنان ( البته زنانى همچون همسر عزيز كه بىبند و بار و هوسرانند ) شده است ، و اين مكر و حيله گرى به عظمت توصيف گرديده ( * ( إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ ) * ) . در تاريخ و همچنين در داستانها كه سايه اى از تاريخ است ، مطالب زيادى در اين زمينه نقل شده ، كه مطالعه مجموع آنها نشان مىدهد ، زنان هوسران براى رسيدن به مقصود خود ، نقشه هايى مىكشند كه در نوع خود بىنظير است .
در داستان بالا ديديم كه همسر عزيز چگونه بعد از شكست در عشق و قرار گرفتن در آستانه رسوايى ، با مهارت خاصى برائت خود و آلودگى يوسف را مطرح ساخت ، او حتى نگفت كه يوسف قصد سوء به من داشته ، بلكه آن را به عنوان يك