مطالعه آيات آغاز اين سوره غير از اين معنى چيزى به ذهن نيايد .
اما بارها گفتهايم كه مانعى ندارد اين گونه آيات براى بيان هر دو معنى باشد ، هم قرآن بطور عموم احسن القصص است و هم داستان يوسف بطور خصوص .
چرا اين داستان بهترين داستان نباشد ؟ با اينكه در فرازهاى هيجانانگيزش ترسيمى از عاليترين درسهاى زندگى است .
حاكميت اراده خدا را بر همه چيز در اين داستان به خوبى مشاهده مىكنيم .
سر نوشت شوم حسودان را با چشم خود مىبينيم ، و نقشههاى نقش بر آب شده آنها را مشاهده مىكنيم .
ننگ بى عفتى ، عظمت و شكوه پارسايى و تقوى را در لابلاى سطورش مجسم مىبينيم .
منظره تنهايى يك كودك كم سن و سال را در قعر چاه ، شبها و روزهاى يك زندانى بىگناه را در سياه چال زندان ، تجلى نور اميد از پس پردههاى تاريك ياس و نوميدى و بالآخره عظمت و شكوه يك حكومت وسيع كه نتيجه آگاهى و امانت است ، همه در اين داستان از مقابل چشم انسان رژه مىرود .
لحظاتى را كه سر نوشت يك ملت با يك خواب پر معنى دگرگون مىشود و زندگى يك قوم و جمعيت در پرتو آگاهى يك زمامدار بيدار الهى از نابودى نجات مىيابد ، و دهها درس بزرگ ديگر در اين داستان منعكس شده است چرا احسن القصص نباشد ؟ ! :
منتها احسن القصص بودن سر گذشت يوسف به تنهايى كافى نيست ، مهم اين است كه در ما آن چنان شايستگى باشد كه بتوانيم اينهمه درس بزرگ را در روح خود جاى دهيم .
بسيارند كسانى كه هنوز به داستان يوسف به عنوان يك ماجراى عشقى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 302
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٠٢