تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
در زبانهاى مختلف جهانند آن چنان زبان وسيعى است كه مىتواند ترجمان لسان وحى باشد و مفاهيم و ريزه كاريهاى سخنان خدا را باز گو كند ، علاوه بر اين ، مسلم است كه اسلام از جزيره عربستان از يك كانون تاريكى و ظلمت و توحش و بربريت طلوع كرد ، و در درجه اول مىبايست مردم آن سامان را گرد خود جمع كند ، آن چنان گويا و روشن باشد كه آن افراد بىسواد و دور از علم و دانش را تعليم دهد و در پرتو تعليمش دگرگون سازد و يك هسته اصلى براى نفوذ اين آئين در ساير مناطق جهان به وجود آورد . البته قرآن با اين زبان براى همه مردم جهان قابل فهم نيست ( و به هر زبان ديگرى بود نيز همين گونه بود ) زيرا ما يك زبان جهانى كه همه مردم دنيا آن را بفهمند نداريم ، ولى اين مانع از آن نخواهد شد كه ساير مردم جهان از ترجمه‌هاى آن بهره گيرند و يا از آن بالاتر با آشنايى تدريجى به اين زبان ، خود آيات را لمس كنند و مفاهيم وحى را از درون همين الفاظ درك نمايند . به هر حال تعبير به « عربى بودن » كه در ده مورد از قرآن تكرار شده پاسخى است به آنها كه پيامبر را متهم مىكردند كه او اين آيات را از يك فرد عجمى ياد گرفته و محتواى قرآن يك فكر وارداتى است و از نهاد وحى نجوشيده است . ضمنا اين تعبيرات پى در پى اين وظيفه را براى همه مسلمانان به وجود مىآورد كه همگى بايد بكوشند و زبان عربى را به عنوان زبان دوم خود به صورت همگانى بياموزند از اين نظر كه زبان وحى و كليد فهم حقايق اسلام است . سپس مىفرمايد : « ما نيكوترين قصه‌ها را از طريق وحى و فرستادن اين قرآن براى تو بازگو مىكنيم هر چند پيش از آن ، از آن غافل بودى » ( * ( نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِه لَمِنَ الْغافِلِينَ ) * ) .