جالب مىنگرند ، همچون چارپايانى كه به يك باغ پر طراوت و پر گل ، تنها به صورت يك مشت علف براى سد جوع مىنگرند .
و هنوز بسيارند كسانى كه با دادن شاخ و برگهاى دروغين به اين داستان سعى دارند از آن يك ماجراى سكسى بسازند ، اين از عدم شايستگى و قابليت محل است و گرنه اصل داستان همه گونه ارزشهاى والاى انسانى را در خود جمع كرده است و در آينده به خواست خدا خواهيم ديد كه نمىتوان به آسانى از فرازهاى جامع و زيباى اين داستان گذشت ، و به گفته شاعر شيرين سخن گاه در برابر جاذبههاى اين داستان « بوى گل انسان را چنان مست مىكند كه دامنش از دست مىرود » ! .
نقش داستان در زندگى انسانها .
با توجه به اينكه قسمت بسيار مهمى از قرآن به صورت سرگذشت اقوام پيشين و داستانهاى گذشتگان بيان شده است ، اين سؤال براى بعضى پيش مىآيد كه چرا يك كتاب تربيتى و انسانساز اينهمه تاريخ و داستان دارد ؟ .
اما توجه به چند نكته علت حقيقى اين موضوع را روشن مىسازد :
1 - تاريخ آزمايشگاه مسائل گوناگون زندگى بشر است ، و آنچه را كه انسان در ذهن خود با دلائل عقلى ترسيم مىكند در صفحات تاريخ به صورت عينى باز مىيابد ، و با توجه به اينكه مطمئنترين معلومات آن است كه جنبه حسى داشته باشد ، نقش تاريخ را در نشان دادن واقعيات زندگى به خوبى مىتوان درك كرد .
انسان با چشم خود در صفحات تاريخ ، شكست مرگبارى را كه دامن يك قوم و ملت را بر اثر اختلاف و پراكندگى مىگيرد مىبيند ، و همين گونه پيروزى درخشان قوم ديگر را در سايه اتحاد و همبستگى .
تاريخ با زبان بىزبانيش نتائج قطعى و غير قابل انكار مكتبها : روشها ،