و اينكه در پاره اى از تعبيرات نام « بقية اللَّه » بر مهدى موعود ع گذارده شده نيز اشاره به همين موضوع است ، زيرا او يك وجود پر فيض و ذخيره بزرگ الهى است كه براى بر چيدن بساط ظلم و بيدادگرى در جهان و بر افراشتن پرچم عدل و داد نگاهدارى شده است .
و از اينجا روشن مىشود كه چه حق بزرگى اين شخصيتهاى ارزشمند و مبارزه كنندگان با فساد و « اولوا بقيهها » بر جوامع بشرى دارند چرا كه آنها رمز بقاء و حيات ملتها و نجات آنها از نابودى و هلاكتند !
نكته ديگرى كه در آيه فوق جلب توجه مىكند اين است كه قرآن مىگويد : خداوند هيچ شهر و آبادى را به ظلم و ستم نابود نمىكند در حالى كه اهلش « مصلح » باشند . توجه به تفاوت « مصلح » و « صالح » اين نكته را روشن مىسازد كه تنها « صلاحيت » ضامن بقاء نيست بلكه اگر جامعه اى صالح نباشد ولى در مسير اصلاح گام بردارد او نيز باز حق بقاء و حيات دارد ، ولى آن روز كه نه صالح بود و نه مصلح ، از نظر سنت آفرينش حق حيات براى او نيست و به زودى از ميان خواهد رفت .
به تعبير ديگر هر گاه جامعه اى ظالم بود اما به خود آمده و در صدد اصلاح باشد چنين جامعه اى مىماند ، ولى اگر ظالم بود و در مسير اصلاح و پاكسازى نبود ، نخواهد ماند .
نكته ديگر اينكه يكى از سرچشمههاى ظلم و جرم در آيات فوق پيروى از هوسرانى و لذت پرستى و عيش و نوشها ذكر شده كه در قرآن از آن تعبير به « اتراف » مىشود .
اين تنعم و تلذذ بىقيد و شرط سرچشمه انواع انحرافاتى است كه در طبقات
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٧٧