تفسير :
استقامت كن ، استقامت ! .
اين آيات در حقيقت به عنوان دلدارى و تسلى خاطر پيامبر ص و بيان وظيفه و مسئوليت او نازل شده است و در واقع يكى از نتائج مهمى كه از شرح داستانهاى اقوام پيشين گرفته مىشود همين است كه پيامبر و به دنبال او مؤمنان راستين از انبوه دشمنان نهراسند و در شكست قوم بت پرست و ستمگرى كه با آن روبرو هستند شك و ترديدى به خود راه ندهند و به امدادهاى الهى مطمئن باشند .
لذا در نخستين آيه مىفرمايد : « شك و ترديدى در مورد چيزى كه اينها پرستش مىكنند به خود راه مده كه اينها هم از همان راهى مىروند كه گروهى از پيشينيان رفتند و پرستش نمىكنند مگر همانگونه كه نياكانشان از قبل پرستيدند بنا بر اين سرنوشتى بهتر از آنان نخواهد داشت » ( * ( فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِمَّا يَعْبُدُ هؤُلاءِ ما يَعْبُدُونَ إِلَّا كَما يَعْبُدُ ) * آبائهم من قبل ) ( 1 ) .
و لذا بلا فاصله مىگويد : « ما حتما نصيب و سهم آنها را بدون كم و كاست از مجازات و عذاب خواهيم داد » و چنانچه به راه حق باز گردند ، نصيب آنها از پاداش ما محفوظ است ( * ( وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنْقُوصٍ ) * ) .
با اينكه جمله « موفوهم » خود به معنى اداى كامل حق است ، ذكر كلمه غير منقوص ( بى كم و كاست ) براى تاكيد بيشتر روى اين مساله است .
هامش
( 1 ) « مريه » ( بر وزن جزيه و بر وزن قريه نيز آمده است ) به معنى ترديد در تصميم - گيرى است و بعضى به معنى شك توام با قرائن تهمت گرفتهاند ، ريشه اصلى اين لغت به معنى فشار دادن پستان شتر بعد از گرفتن شير است به اين اميد بقايايى كه در پستان است بيرون آيد و از آنجا كه اين كار با شك و ترديد انجام مىشود اين كلمه به هر گونه شك و ترديد اطلاق شده است .