من علامات الشقاء جمود العينين ، و قسوة القلب ، و شدة الحرص فى طلب الرزق ، و الاصرار على الذنب
( 1 ) .
« از نشانههاى شقاوت آنست كه هرگز قطره اشكى از چشم انسان نريزد ، و نيز از علامات آن سنگ دلى ، و حرص شديد در تحصيل روزى ، و اصرار بر گناه است » .
اين امور چهارگانه كه در حديث فوق آمده امورى است اختيارى كه از اعمال و اخلاق اكتسابى خود انسان سرچشمه مىگيرد و به اين ترتيب دور كردن اين اسباب شقاوت در اختيار خود انسانها است .
اگر اسبابى را كه براى سعادت و شقاوت در احاديث بالا ذكر شده با توجه بر عينيت همه آنها و نقش مؤثرشان در زندگى بشر با اسباب و نشانههاى خرافى كه حتى در عصر ما ، عصر اتم و فضا گروه زيادى به آن پايبندند مقايسه كنيم به اين واقعيت مىرسيم كه تعليمات اسلام تا چه حد منطقى و حساب شده است .
هنوز بسيارند كسانى كه نعل اسب را سبب خوشبختى ، روز سيزده را سبب بدبختى .
پريدن از روى آتش را در بعضى از شبهاى سال سبب خوشبختى ، و آواز خواندن مرغ را سبب بدبختى .
پاشيدن آب را پشت سر مسافر سبب خوشبختى و رد شدن زير نردبان را سبب بدبختى ، و حتى آويزان كردن خرمهره را به خود يا به وسيله نقليه سبب خوشبختى و عطسه را نشانه بدبختى در انجام كار مورد نظر مىدانند و امثال اين خرافات كه در شرق و غرب در ميان اقوام و ملل مختلف فراوان است .
و چه بسيار انسانهايى كه بر اثر گرفتار شدن به اين خرافات از فعاليت در زندگى باز ماندهاند و گرفتار مصيبتهاى فراوانى شدهاند .
هامش
( 1 ) تفسير نور الثقلين جلد 2 صفحه 398 .