و اضافه مىكند : « آنها جاودانه در آتش خواهند ماند تا زمانى كه آسمانها و زمين بر پاست » ( * ( خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَالأَرْضُ ) * ) .
مگر آنچه پروردگارت اراده كند « ( * ( إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ ) * ) .
« چرا كه خداوند هر كارى را اراده كند انجام مىدهد » ( * ( إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ ) * ) .
« و اما آنها كه سعادتمند شدند در بهشت جاودانه خواهند ماند ، تا آسمانها و زمين برپاست » ( * ( وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَالأَرْضُ ) * ) .
« مگر آنچه پروردگار تو اراده كند » ( * ( إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ ) * ) .
« اين بخشش و عطيه اى است كه هرگز از آنان قطع نمىشود » ( * ( عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ ) * ) .
در اينجا بايد به چند نكته توجه كرد :
[ 1 - ذاتى بودن سعادت و شقاوت ؟ ]
1 - همانگونه كه گفتيم بعضى خواستهاند از آيات فوق ذاتى بودن سعادت و شقاوت را اثبات كنند در حالى كه نه تنها آيات فوق دلالتى بر اين امر ندارد بلكه به وضوح ثابت مىكند كه سعادت و شقاوت اكتسابى است ، زيرا مىگويد :
« * ( فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا ) * » ( آنها كه شقاوتمند شدند ) و يا مىگويد : « * ( أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا ) * » ( اما آنها كه سعادتمند شدند ) اگر شقاوت و سعادت ذاتى بود مىبايست گفته شود « اما الاشقياء و اما السعداء » و مانند آن . و از اينجا روشن مىشود آنچه در تفسير فخر رازى آمده كه « در اين آيات خداوند از هم اكنون حكم كرده كه گروهى در قيامت سعادتمندند و گروهى شقاوتمند ، و كسانى را كه خداوند