بهر حال آن روز روز كشف حقائق اشياء و باز گشت « غيب » به « شهود » است و شباهتى با اين جهان ندارد .
ولى اين برداشت از آيه فوق با ظاهر آيات ديگر قرآن چندان سازگار نيست چرا كه قرآن گفتگوهاى زيادى از مؤمنان و مجرمان ، پيشوايان و جباران و پيروان آنها ، همچنين شيطان و فريبخوردگانش ، و دوزخيان و بهشتيان نقل مىكند كه نشان دهنده وجود سخنانى همانند سخنان اين جهان است .
حتى از بعضى از آيات قرآن استفاده مىشود كه پاره اى از گناهكاران در برابر بعضى از سؤالات دروغ هم مىگويند مثلا در سوره انعام آيه 22 - 24 مىخوانيم وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا أَيْنَ شُرَكاؤُكُمُ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ - ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا وَاللَّه رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ - انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ : - « آن روز كه همه آنها را محشور مىكنيم به مشركان مىگوئيم معبودهايى را كه شريك خدا مىدانستيد كجا هستند ؟ پاسخ و عذر آنها جز اين نيست كه مىگويند به خدايى كه پروردگار ماست سوگند كه ما مشرك نبوديم ، ببين چگونه به خودشان نيز دروغ مىگويند و آنچه را به دروغ شريك خدا مىپنداشتند از دست مىدهند » .
بنا بر اين بهتر آن است كه در پاسخ سؤال مربوط به تناقض ظاهرى آيات مربوط به تكلم همان جوابى را بگوئيم كه بسيارى از مفسران گفتهاند و آن اينكه : مردم در آن روز مراحل مختلفى را مىپيمايند كه هر مرحله ويژگىهايى دارد ، در پاره اى از مراحل هيچگونه پرسش و سؤالى از آنها نمىشود و حتى مهر بر دهانشان مىنهند ، فقط اعضاى پيكرشان كه آثار اعمال را در خود حفظ كردهاند با زبان بىزبانى سخن مىگويند ، اما در مراحل ديگر قفل از زبانشان برداشته مىشود و به اذن خداوند به سخن مىآيند و بگناهان خود اعتراف مىكنند و خطاكاران يكديگر را ملامت مىنمايند بلكه سعى دارند گناه خويش را بر گردن
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 234
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٣٤