« هنگامى كه فرمان ما ( دائر به مجازات اين قوم گمراه و ستمكار و لجوج ) فرا رسيد ، نخست شعيب و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند به بركت رحمت خود از آن سرزمين نجات داديم » ( * ( وَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا شُعَيْباً وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَه بِرَحْمَةٍ مِنَّا ) * ) .
« سپس فرياد آسمانى و صيحه عظيم مرگ آفرين ، ظالمان و ستمگران را فرو گرفت » ( * ( وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ ) * ) .
« صيحه » همانگونه كه سابقا هم گفتهايم به معنى هر گونه صداى عظيم است ، و قرآن حكايت از نابودى چند قوم گنهكار بوسيله صيحه آسمانى مىكند ، اين صيحه احتمالا وسيله صاعقه و مانند آن بوده است ، و همانگونه كه در داستان قوم ثمود بيان كرديم ، گاهى ممكن است امواج صوتى بقدرى قوى باشد كه سبب مرگ گروهى شود .
و به دنبال آن مىفرمايد : « قوم شعيب بر اثر اين صيحه آسمانى در خانههاى خود برو افتادند و مردند » و اجساد بىجانشان به عنوان درسهاى عبرتى تا مدتى در آنجا بود ( * ( فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ ) * ) .
آن چنان طومار زندگانى آنها در هم پيچيده شد كه « گويا هرگز ساكن آن سرزمين نبودند » ( * ( كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها ) * ) .
تمام آن ثروتهايى كه به خاطر آن گناه و ظلم و ستم كردند و تمام آن كاخها و زينتها و زرق و برقها و غوغاها ، همه از ميان رفت و همه خاموش شدند .
سر انجام همان گونه كه در آخر سرگذشت قوم عاد و ثمود بيان شد مىفرمايد « دور باد سرزمين مدين از لطف و رحمت پروردگار همانگونه كه قوم ثمود دور شدند » ( * ( أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ ) * ) .
روشن است كه منظور از « مدين » در اينجا اهل مدين است ، آنها بودند كه از رحمت خدا دور افتادند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢١٧