ندارند ، بلكه ملاحظات ديگر است كه ما را از اين كار باز مىدارد و اين درست به آن ميماند كه ما به ديگرى مىگوئيم اگر ملاحظه اين چهار نفر قوم و فاميل تو نبود حق تو را در دستت مىگذاشتيم ، در حالى كه واقعا فاميل و قبيله او چهار نفر نيست بلكه منظور بيان اين نكته است كه آنها اهميتى از نظر قدرت ندارند .
سرانجام گفتند « تو براى ما فردى نيرومند و شكست ناپذير نيستى » ( * ( وَما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ ) * ) .
تو هر چند از بزرگان قبيله ات محسوب مىشوى ، به خاطر برنامه اى كه در پيش گرفتى در نظر ما قرب و منزلتى ندارى .
شعيب بدون اينكه از سخنان زننده و توهينهاى آنها از جا در برود ، با همان منطق شيوا و بيان رسا به آنها چنين پاسخ گفت :
اى قوم ! آيا اين چند نفر قوم و قبيله من نزد شما « از خداوند عزيزترند » ؟
( * ( قالَ يا قَوْمِ أَ رَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللَّه ) * ) .
شما كه به خاطر فاميل من كه به گفته خودتان چند نفرى بيش نيستند به من آزار نمىرسانيد چرا به خاطر « خدا » سخنانم را نمىپذيريد ؟ آيا چند نفر در برابر عظمت پروردگار به حساب مىآيند ؟ .
آيا شما براى خدا احترام قائليد ؟ « با اينكه او و فرمان او را پشت سر انداختهايد » ؟ ( * ( وَاتَّخَذْتُمُوه وَراءَكُمْ ظِهْرِيًّا ) * ( 1 ) ) .
و در پايان مىگويد : فكر نكنيد خداوند اعمال شما را نمىبيند و سخنانتان را نمىشنود ، « يقين بدانيد كه پروردگار من به تمام اعمالى كه انجام مىدهيد ،
هامش
( 1 ) در زبان عرب هنگامى كه مىخواهند بىاعتنايى نسبت به چيزى را به صورت كنايى بيان كنند مىگويند « جعلته تحت قدمى » يا « جعلته دبر اذنى » يا « جعلته وراء ظهرى » يا « جعلته ظهريا » ( آن را پشت گوش انداختم - پشت سر گذاشتم ) و ظهرى از ماده ظهر ( بر وزن قهر ) گرفته شده و ياء ، ياء نسبت است و كسره ظاء بخاطر تغييراتى است كه گاه در اسم منسوب مىدهند .