بوده ، و شعراى پيش از اسلام نيز از قوم هود سخن گفتهاند ، حتى در عصر جاهليت بناهاى بلند و محكم را به « عاد » نسبت مىدادند و بر آن كلمه « عادى » اطلاق مىكردند .
بعضى از مورخان معتقدند « عاد » بر دو قبيله اطلاق مىشود ، قبيله اى از انسانهاى قبل از تاريخ بودهاند كه در جزيره عربستان زندگى مىكردهاند ، سپس از ميان رفتند و آثارشان نيز از ميان رفت ، و تاريخ بشر از زندگى آنان جز افسانه هايى كه قابل اطمينان نيست حفظ نكرده است ، و تعبير قرآن عاد الاولى ( سوره نجم آيه 50 ) را اشاره به همين گرفتهاند .
اما در دوران تاريخ بشر و احتمالا در حدود 700 سال قبل از ميلا مسيح يا قديمتر ، قوم ديگرى به نام عاد وجود داشتند كه در سر زمين « احقاف » يا « يمن » زندگى مىكردند .
آنها داراى قامتهايى طويل و اندامى قوى و پرقدرت بودند ، و به همين دليل جنگ آورانى زبده محسوب مىشدند .
به علاوه از نظر تمدن تا حدود زيادى پيشرفته بودند ، شهرهاى آباد ، زمينهاى خرم و سرسبز ، باغهاى پرطراوت داشتند ، آن چنان كه قرآن در توصيف آنها مىگويد الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ : « نظير آن در بلاد جهان خلق نشده بود » ( فجر آيه 8 ) به همين جهت بعضى از مستشرقين گفتهاند كه قوم عاد در حدود برهوت ( يكى از نواحى حضرموت يمن ) زندگى مىكردند و بر اثر آتشفشانهاى اطراف بسيارى از آنها از ميان رفتند و بقايايشان متفرق شدند .
به هر حال اين قوم مدتى در ناز و نعمت به سر مىبردند ، ولى آن چنان كه شيوه بيشتر متنعمان است مست غرور و غفلت شدند و از قدرتشان براى ظلم و ستم و استعمار و استثمار ديگران سوء استفاده كردند و مستكبران و جباران عنيد را
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٤٦