تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
ديگرى را در برابر اراده و خواست دل خويش مقهور و ذليل سازد . اين معنى در بسيارى از آيات قرآن آمده و با صفات مذموم ديگرى احيانا همراه است مانند آيه فوق كه توام با « عنيد » ذكر شده و در آيه 32 سوره مريم از زبان عيسى پيامبر خدا مىخوانيم وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا « خداوند مرا جبار شقى قرار نداده است » ، و يا در حالات بنى اسرائيل در باره ساكنان ستمگر بيت المقدس مىخوانيم كه آنها به موسى گفتند إِنَّ فِيها قَوْماً جَبَّارِينَ : « در اين سر زمين گروهى ستمگر و ستم پيشه‌اند » ( مائده آيه 22 ) اما گاه « جبار » از همين دو ريشه در معنى مدح به كار مىرود و به كسى گفته مىشود كه نيازمنديهاى مردم و نقائص آنها را جبران مىكند ، و استخوانهاى شكسته را پيوند مىدهد ، و يا اينكه داراى قدرت فراوانى است كه غير او در برابر او خاضع مىباشند بىآنكه بخواهد بر كسى ستم كند و يا از قدرتش سوء استفاده نمايد و به همين جهت ، جبار به هنگامى كه به اين معنى باشد با صفات مدح ديگر همراه مىگردد ، چنان كه در آيه 23 سوره حشر مىخوانيم الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ : « او فرمانرواى پاك و منزهى است كه بندگانش هرگز از او ستم نمىبينند ، و نگهبان و حافظ غير قابل شكست و قدرتمند و برتر است » روشن است كه صفاتى همچون قدوس و سلام و مؤمن ، هرگز با جبار به معنى ظالم و ستمگر ، و متكبر به معنى خود برتر بين سازگار نيست ، و اين عبارت به خوبى نشان مىدهد كه جبار در اينجا به معنى دوم است . ولى از آنجا كه بعضى تنها پاره اى از استعمالات جبار را در نظر گرفته و به ريشه لغت و معانى متعدد آن توجه نكرده‌اند ، چنين پنداشته‌اند كه به كار بردن آن در باره خداوند صحيح به نظر نمىرسد ( و همچنين واژه متكبر ) اما با در نظر