آن كس كه خود محور يا انحصار طلب است تنها خويشتن را مىبيند و به همين دليل مشرك است ، توحيد قطره وجود يك فرد را در اقيانوس پهناور جامعه حل مىكند ، موحد چيزى جز يك واحد بزرگ يعنى سراسر جامعه انسانى و بندگان خدا نمىبيند .
برترى جويان از نوعى ديگر از انواع شرك مايه مىگيرند ، و همچنين آنها كه دائما با همنوعانشان در جنگ و ستيزند و منافع خود را از منافع ديگران جدا مىبينند ، اين دوگانگى و چندگانگى چيزى جز شرك در چهرههاى مختلف نيست .
به همين دليل پيامبران براى اصلاحات وسيعشان همه از همين جا شروع كردهاند ، توحيد معبود ( اللَّه ) و سپس توحيد كلمه و توحيد عمل و توحيد جامعه .
2 - رهبران راستين پاداشى از پيروان نمىطلبند .
يك پيشواى واقعى در صورتى مىتواند دور از هر گونه اتهام و در نهايت آزادى به راه خود ادامه دهد و هر گونه انحراف و كجروى را در پيروانش اصلاح كند كه وابستگى و نياز مادى به آنها نداشته باشد ، و گرنه همان نياز زنجيرى خواهد شد بر دست و پاى او ، و قفل و بندى بر زبان و فكر او ! و منحرفان از همين طريق براى تحت فشار قرار دادن او وارد مىشوند ، يا از طريق تهديد به قطع كمكهاى مادى ، و يا از طريق پيشنهاد كمكهاى بيشتر ، و پيشوا و رهبرى هر قدر هم صاف و مخلص باشد باز انسان است و ممكن است در اين مرحله گام او بلرزد .
به همين دليل در آيات فوق و آيات ديگرى از قرآن مىخوانيم پيامبران در آغاز دعوت صريحا اعلام مىكردند نياز مادى و انتظار پاداش از پيروانشان ندارند .