نزد تو مىآيد و مشكلى دارد و تقاضاى نعمتى به او همين دستور را مىدهى و به همه مىگويى استغفار كنيد و از خدا طلب آمرزش نمائيد .
وى در جواب من گفت : آنچه را گفتم از پيش خود نگفتم ، من اين مطلب را از كلام خدا كه از پيامبرش نوح حكايت مىكند ، استفاده كردم و سپس آيات سوره نوح را كه در بالا ذكر شد تلاوت كرد ( 1 ) .
آنها كه عادت دارند از اين مسائل آسان بگذرند فورا يك نوع ارتباط و پيوند معنوى ناشناخته در ميان اين امور قائل مىشوند و از هر گونه تحليل بيشتر خود را راحت مىكنند .
ولى اگر بيشتر دقت كنيم در ميان اين امور پيوندهاى نزديكى مىيابيم كه توجه به آنها مسائل مادى و معنوى را در متن جامعه همچون تار و پود پارچه به هم مىآميزد و يا همانند ريشه و ساقه درخت با گل و ميوه آن ربط مىدهد .
كدام جامعه است كه آلوده به گناه ، خيانت ، نفاق ، دزدى ، ظلم ، تنبلى و مانند آنها بشود و اين جامعه آباد و پر بركت باشد .
كدام جامعه است كه روح تعاون و همكارى را از دست دهد و جنگ و نزاع و خونريزى را جانشين آن سازد و زمينهاى خرم و سرسبز و وضع اقتصادى مرفهى داشته باشد .
كدام جامعه است كه مردمش آلوده انواع هوسها باشند ، و در عين حال نيرومند و پا بر جا در مقابل دشمنان ايستادگى كنند .
با صراحت بايد گفت : هيچ مساله اخلاقى نيست مگر اينكه اثر مفيد و سازنده اى در زندگى مادى مردم دارد ، و هيچ اعتقاد و ايمان صحيحى پيدا نمىشود مگر اينكه در ساختن يك جامعه اى آباد و آزاد و مستقل و نيرومند سهم به سزايى دارد .
هامش
( 1 ) مجمع البيان جلد 10 صفحه 361 .