آنها كه مسائل اخلاقى و ايمان مذهبى و توحيد را از مسائل مادى جدا مىكنند ، نه مسائل معنوى را درست شناختهاند و نه مادى را .
اگر دين به صورت يك سلسله تشريفات و آداب ظاهرى و خالى از محتوا در ميان مردم باشد بديهى است تاثيرى در نظام مادى اجتماع نخواهد داشت ، اما آن گاه كه اعتقادات معنوى و روحانى آن چنان در اعماق روح انسان نفوذ كند كه آثارش در دست و پا و چشم و گوش و زبان و تمام ذرات وجودش ظاهر گردد ، آثار سازنده اين اعتقادات در جامعه بر هيچكس مخفى نخواهد ماند .
ممكن است ما بعضى از مراحل پيوند استغفار را با نزول بركات مادى نتوانيم درست درك كنيم ولى بدون شك قسمت بيشترى از آن براى ما قابل درك است .
در انقلاب اسلامى كشور ما ايران در اين عصر و زمان به خوبى مشاهده كرديم كه اعتقادات اسلامى و نيروى اخلاق و معنويت چگونه توانست بر نيرومندترين اسلحه زمان و قوىترين ارتشها و قدرتهاى استعمارى پيروز گردد ، و اين نشان مىدهد كار برد عقائد دينى و اخلاق مثبت معنوى تا چه حد در مسائل اجتماعى و سياسى زياد است .
4 - منظور از « * ( يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ ) * » چيست ؟
ظاهر اين جمله مىگويد : خداوند در پرتو توبه و استغفار ، نيرويى بر نيروى شما مىافزايد بعضى اين جمله را اشاره به افزايش نيروى انسانى گرفتهاند ( چنان كه در آيات سوره نوح نيز به آن اشاره شده بود ) و بعضى ديگر آن را اشاره به اضافه نيروهاى مادى بر نيروى معنوى دانستهاند ، ولى تعبير آيه مطلق است و هر گونه افزايش نيروى مادى و معنوى را شامل مىشود ، و تمام اين تفاسير را در بر مىگيرد